
لحظه های شبانگاهی انتظار...
![]()
هماکان شب، تنها همنشين دلتنگیهای من است...
شب زيبای پرستارهام را با هيچ روز تاريکی مبادله نمیکنم
شب توام با سکوت،
همدم اشکهای من است...
شبی که همانند من، از زندگی روزانه به تنگ آمده است...
در سکوت بیپايانش،
در سبکبالی و انتظار زيبايش،
در درددلها و بغضهای آشنايش،
مرا از خود نمیراند!
او همچنان تنها ياور لحظههای شبانگاهی انتظار من است...
