
سلام بر کوچه پس کوچههای جادۀ انتظار و منتظرین رهگذر...
هنوز تو پیدا کردن آدرس جاده انتظار، منتظر یه رهگذر عاشق بودم که آدرس کوچۀ عاشقی رو ازش بپرسم که یهدفعه چشمم افتاد به یه آگهی رو دیوار جاده! خیلیا وقتی به این آگهی میرسیدن راه عوض میکردن و میرفتن تو کوچهها. از دور بودن و بنبست بودنش هم خبری نبود! وقتی دقیق شدم و رفتم تو نخ آگهی، نوشته شده بود عادت!
بعضی وقتها عادت بین ما آدما معنی خوبی داره. مگه نه این که عادت به کارای خوب داشتن رضایت بخشه؟ پس چرا وقتی قدم میذاریم تو کوچۀ عادت یا راه دراز میشه یا به بنبست میخوره؟
برای پیدا کردن جوابش دقیقتر شدم. وقتی از رهگذرها سوال کردم، نشستم و با خودم حساب دودوتا کردم. به یه نتیجه رسیدم!
اونم این که عادت نمیتونه همیشه چیز خوبی باشه. لااقل تو وادی عشق و دلدادگی، عادت چیزی جز دوری و دور دست بودن، مفهوم دیگهای رو برای من معنا نکرد. اخه عشق و دلبری، عادت میخواد چیکار؟ یه دل پاک می خواد و بیریا. نیازی به عادت مادت و این جور حرفا هم نداره! اصلا عادت اینجا چه معنی داره؟ عشقی که از رو عادت باشه که دیگه عشق نیست!
دلی که از رو عادت برا محبوبش تنگ بشه، میشه اسمشو دل گذاشت؟ چشمی که از رو عادت انتظار بکشه و خیره بشه به انتهای جاده، یا از رو عادت اشک توش حلقه بزنه، میشه اسمشو انتظار گذاشت؟
نمیدونم. تازه بگذریم از اون عادتی که اعتیاد میاره و افراطیه!
عادت معنیهای زیادی برای ما آدما تو زندگی روزمره پیدا کرده. عادت به خوردن غذاهای رنگارنگ. عادت به تناسب اندام و روزی ده ساعت جلو آینه با خودمون ور رفتن! اینا که تازه بیرون قضیه است. بریم تو عمق داستان. با هم فکر کنیم دیگه به چه چیزهایی عادت داریم. عادتی که عادت به انجام دادنش پیدا کردیم و خودمون ازش بیخبریم!
دیگه نه خلوصی مونده نه ارادتی برا عمل. همش شده از رو عادت؛ ندبهمون، عهدمون، العجل گفتنمون، نماز خوندنمون، حتی درد دل نوشتنمون! دیگه جلوتر نرم که دیگه از خودم بدم اومد!
وقتی فکر میکنم که به نبودن آقامون عادت کردیم، به نبودنش، به نیومدنش، به دور بودنش، به فرسنگها فاصلهای که بین عشقِ توی دلمون و معشوقمون انداختیم و به این فاصله عادت کردیم. به انتظاری که الفبای ظاهریش برامون شده حقیقت چشمانتظاری. وخلاصه منتظر بودن رو از یاد بردیم! واقعا نمیدونم چی باید به خودم بگم. شرم دارم.
شرم دارم از زندگی بیعشق. از بیمولا بودن و شب رو به صبح رسوندن. از بی آقا بودن و دنبالش نگشتن! از اینکه امید مولامون رو هر روز با کارامون......
آقاجون! شما هم انتظاری، هم منتظر! شما همۀ حقیقتی هستی که تو کل عالم سراغ دارم. آقاجون خودت برامون دعا کن تا لیاقت انتظار شما رو داشته باشیم. انتظاری که بهش عادت نکنیم!!!
اللهم عجل لوليک الفرج
