تبليغاتX
صفحات انتظار در فراق گل نرگس

ويژگي اهل دنيا در حديث معراج: 1-زياد مي‌خوابند -:-:-:- 2-زياد مي‌خندند -:-:-:- 3-زياد مي‌خورند -:-:-:- 4-زياد خشمگين مي‌شوند -:-:-:- 5-کمتر راضي مي‌شوند -:-:-:- 6-از کساني که نسبت به آنها اسائۀ ادب کرده‌اند عذرخواهي نمي‌کنند -:-:-:- 7-اگر کسي از آنها عذرخواهي نمود، عذر او را نمي‌پذيرند -:-:-:- 8-هنگام اطاعت کسل و بي‌نشاط‌ند -:-:-:- 9-هنگام معصيت شجاع و جسورند -:-:-:- 10-آرزوهاي طول و دراز دارند، در حاليکه مدت عمر آنها کوتاه، و اجل آنها نزديک است -:-:-:- 11-محاسبۀ نفس ندارند -:-:-:- 12-کمتر فکر مي‌کنند -:-:-:- 13-زياد سخن مي‌گويند -:-:-:- 14-کمتر مي‌ترسند -:-:-:- 15-هنگام غذا بيش از حد شادمان مي‌شوند -:-:-:- 16-در نعمت‌ها اهل شکر نيستند -:-:-:- 17-در بلاها صبر نمي‌کنند -:-:-:- 18-خوبي‌هاي زياد مردم را با ديد حقارت مي‌نگرند -:-:-:- 19-حتّي نسبت به کارهايي که انجام نداده‌اند، ادّعا دارند -:-:-:- 20-آنچه را که ندارند، ادّعا مي‌کنند -:-:-:- 21-دائم از بدي‌هاي مردم سخن مي‌گويند. ....::::دعاي حضرت فاطمه زهرا در تعقيب نماز عشا::::..... «بارالها رحم کن زمين‌خوردنم را هنگام مرگ، و فراق دوستان و تنهايي‌ام را هنگام جاي گرفتن در قبر، و غربتم را در روز قيامت، و نيازم را در آن‌هنگام که براي حسابرسي در پيشگاهت قرار مي گيرم.»
پنجشنبه 1 دی1384
سر فصل بیست و هشتم از صفحات انتظار

بسم رب المهدی

السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه

به مناسب ماه احرام و حج و صفا، این سر فصل رو صفا میدیم به نام و حضور مولا در مراسم حج

ماجرایی زیبا و تکون دهنده از زبون یه با خدا(منبع موثق) شنیدم، که شنیدنش خالی از لطف نیست. هر چی باشه نقل قول از یه با خدا، از حرفای یه عبد عاصی خیلی بهترو با صفا تره.

یا بقیه الله

 

دو برادر از اهل عراق چندی پیش(تاریخش یادم رفته) در کشور عراق زندگی می کردند. این دو برادر مداح خاندان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بودند. این دو، مدایح پر سوز و گدازی داشتند که از سوی مردم دیار دیگر نیز مورد توجه خاص و عام بودند. روزی از کشور هند این دو برادر را برای مداحی در ایام محرم و صفر به هندوستان دعوت کردند. انها به دلیل استقبال شدید مردم هند، به مدت چهار سال در ان کشوراقامت داشتند که بر اثر شهرت و مدایح جان سوزشان مورد توجه بسیار قرار گرفتند و مال و ثروتی نیز از این راه عایدشان شد.
روزی برادر کوچکتر به بزرکتر گفت: از مال و هدایایی که در هند به ما داده اند ما هم اکنون مستطیع شده ایم. حال که کاروانی از همینجا عازم حج است، بیا ما نیز با انها برویم. برادر بزرگتر گفت: نه. ما امسال نمی تواینم به حج برویم. ما به مردم هند قول داده ایم تا مراسم هایشان را رونق ببخشیم. باید بمانیم تا مراسم تمام شود و چون زمان حج می گذرد سال اینده فریضه خویش را ادا می کنیم.
در این هنگام جدل لفظی میان دو برادر شکل گرفت.
کار به اینجا رسید که برادر کوچکتر گفت: پس من میروم. تو بمان و به قولی که داده ای وفا کن.

(در ان زمان ایام حج به دلیل سختی سفر و... چند ماهی به طول می انجامید.) پس از ادای حج برادر کوچکتر در راه بازگشت قرار گرفت. وقتی به شهر رسید مردم با دیدی ترحم امیز به او نگاه می کردند. بالاخره به او خبر دادند برادرت درگذشته است و او فهمید که برادرش را از دست داده در حالیکه حج واجب بر گردن او مانده است. هوای دیدن برادر هوش از او برده بود. بالاخره با توسل بسیار و چله نشینی و توسل به خاندان طهارت (ع)، برادر خود را در حالتی میان خواب و بیداری مشاهده کرد.

برادرش را دید در حالیکه در جایی بسیار کوچک جا دارد و در وضع بسیاد بدی به سر می برد.
در حالیکه بسیار تعجب زده بود پرسید: برادر چه خبر؟ چرا اینجا؟ تو اینجا چه میکنی؟
برادر بزرگتر گفت: کمی درنگ کن. ماجرایی دارم برایت می گویم.
شروع به سخن گفتن کرد:

«مرا پس از مُردنم خدمت امیرالمونین (ع) بردند. پرونده ام به دست علی (ع) رسید. سپس فرمود:
او را به طرف عذاب برید، او حج واجب بر گردن دارد و قبل از ادا مُرده است. او به حکم یهود و نصاری مُرده است.
بدین صورت دو ملکه عذاب مرا به سوی عذاب می بردند. در حین راه، به حضرت زهرا (س) توسل نمودم و گفتم من برای پسرت حسین مداحی میکردم، ترحمی فرما. سپس دو ملکه رحمت به سویم امدند و مرا به نزد علی (ع) باز گرداندند. دوباره علی (ع) فرمود: او را ببرید! چرا باز گردانیدش؟ بدین صورت دوباره مرا به سوی عذاب می بردند. در راه با خود گفتم: زهرا جان! من مداح پسرت حسین بودم اینک که دستم از همه جا کوتاه است مرا یاری رسان.
ان دو ملکه رحمت باز امدند و دوباره مرا به نزد علی(ع) باز گرداندند. این بار زهرای اطهر (س) نیز خدمت امیر المونین (ع) بودند. حضرت علی (ع) فرمودند: اخر هیچ راهی ندارد.! زهرا (س) فرمودند: ایا نمی توان کاری کرد؟
علی (ع) فرمودند: او بر یهود و  نصاری مُرده است. او حج واجب بر گردن داشته.
در این هنگام زهرای مرضیه (س) صدا زدند: مهدی جان بیا.
در ان زمان مهدی موعود (عج) را دیدم که به خدمت مادر رسیدند. حضرت فاطمه زهرا (س) فرمودند: امسال در مراسم حج به نیابت از این مرد، یک حج واجب به جای اور.

اینک من در اینجا منتظر ذیحجه الحرام هستم........»

 

از این نکته یه چیز قشنگی میشه فهمید: البته خیلی حرف داره ولی یکیش که کمتر تا حالا گفته شده، علت حضور مولا هر ساله در مراسم حج است. با این جریان میشه فهمید یکی از علتهای حضور اقا همیشه در مراسم حج رحمت رساندن به ........

حالا خوش به حال اونایی که توفیق داشتن حج به جای بیارن. خوش به حال اونایی که مولاشون رو می بینن. خوش به حال اونایی که با مولاشون تو صحرای عرفات دعای عرفه می خونن. خوش به حال اونایی که صورت رو خاکهایی می ذارن که قدمای مولا روشون بوده. خوش به حالشون، تو هوایی نفس میکشن که مهدی شون ندبه و کمیل می خونه و فضاش به بوی مهدی فاطمه و گل نرگس عطراگینه.

خوش به حالشون........

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم عجل لولیک الفرج

 

لبیک اللهم لبیک لبیک لا شریک لک لبیک ان الحمد و النعمة لک و الملک لا شریک لک لبیک لا شریک لک لبیک

+ نگاشته شده در 21:56 توسط عبد عاصی.