
«بسم رب المهدی المنتظر»
تو که دل میبری با یک نگاهی *** نگـاهی هم به ما کن گــاهگاهی
تو که بیــگانه را هم میپـذیری *** بده یک گــوشه ما را هم پنــاهی
شب هنوز در تداوم است و منتظران طلوعت به قنوت نشستهاند؛
و به قامت رعنايت رکوع ميبرند!
جاي پاي تو، سجدهگاه خستگاني است که هزار رکعت نياز، نذر ناز نگاه تو ميکنند!
روزگار هنوز گرفتار خشم خداوند است! و اين قهر، تاريخ را در شب فراق تو به انتظار صبح حضورت نشانده است.
تا سپيدهدم فرج چند نافله باقي است؟
کي ميشود که مؤذن به "تکبيره الاحرامي" جهان را به تماشاي صبح، صدا زند؟
تا کي در آينههاي عمر، با دستهاي بلند "ندبه" تو را التماس کنيم و تو نيايي؟!
بشريت فرسودۀ فراق توست؛
و منتظر است تا به پيشگاه مقدس تو دو رکعت نماز بگذارد.
رکعتي به ظهور و رکعتي به حضور!
و آن هنگام است که طعم "روزگار رهايي" را خواهیم چشيد...
بار الها...!
به واسطۀ غيبت طولانيش و بىخبرى ما از او يقين ما را سلب مكن؛
و ياد و انتظار و ايمان و قوّت يقين ما را در ظهورش، و دعا و درود ما را بر او، از خاطر ما مبر؛
تا به غايتى كه، طول غيبتش در ظهور و قيامش ما را نااميد نسازد؛
و يقين ما در اين باب مانند يقين ما، در قيام و قرآن رسولت باشد؛
و قلوب ما را بر ايمان به او، تقويت كن تا به غايتى كه ما را به دست او بر منهاج هدايت و حجّت كبرى و طريقۀ وسطى سالك سازى؛
و ما را بر طاعت او نيرومند كن؛
و بر پيروى او استوار دار و در حزب و اعوان و انصار و خرسندان از افعالش قرار بده؛
و آن را در حيات و هنگام وفات ما، از ما مگير تا هنگام مرگ شكّكننده و پيمان شكننده و مرتاب و مكذّب نباشيم!
(كمال الدين-ترجمه پهلوان، ج2، ص: 290)
اللهم انّا نَرْغَبُ اليك في دولَةٍ كَريمة تُعزُّ بها الاسْلامَ وَ اَهْلَه وَ تُذلُّ بها النَّفاقَ وَ اَهْلَه
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
