
«بسم رب المهدی المنتظر»
بر تو درود و بر تو سلامم
بر من بتاب ای ماه تمامم
بر تو غلامم؛ تویی امامم
اگر چه ای گل، من بر تو خارم
خدا میدونه که، تویی باغ و بهارم
ای خسته یارم
زیبا نگارم
غیر تو مولا، به خدا کسی ندارم
ای گل گزارم
چشام مثه ابر بهاره
از هجر آقامون میباره
الهی که از راه بیاد و پا روی چشمامون بذاره
دل بیقراره
در انتظاره
مولا نگاهی، بنما به حالم
از بار عصیان، شکسته بالم
ارباب عالم، نما حلالم
وای از غریبی
وای از جدایی
آنکس که از عالم، نماید دلربایی
سوزد ز داغ بی آشنایی
میبارد از چشمش گهر از بی وفایی
وای از جدایی
دل آقامون غرق خونِ
از دست ما و این زمونه
اگر نیومده میدونم، به خاطر گناهامونه
هرچی بدم من، اون مهربونه
اون مهربونه
برای مشاهده عکس در اندازه واقعی اینجا کیلیک کنید
..... فرمود: خداى تعالى در قائم ما سه خصلت جارى ساخته كه آن خصلتها در سه تن از پيامبران نيز جارى بوده است:
مولدش را چون مولد موسى و غيبتش را مانند غيبت عيسى و تأخير كردنش را مانند تأخير كردن نوح مقدّر كرده است و بعد از آن عمر عبد صالح- يعنى خضر عليه السّلام- را دليلى بر عمر او قرار داده است. به آن حضرت گفتيم: اى فرزند رسول خدا! اگر ممكن است وجوه اين معانى را براى ما توضيح دهيد.
فرمود: امّا تولّد موسى عليه السّلام، چون فرعون واقف شد كه زوال پادشاهى او به دست موسى است، دستور داد كه كاهنان را حاضر كنند و آنها وى را از نسب موسى آگاه كردند و گفتند كه وى از بنى اسرائيل است و فرعون به كارگزاران خود دستور مىداد كه شكم زنان باردار بنى اسرائيل را پاره كنند و حدود بيست و چند هزار نوزاد را كشت امّا نتوانست به كشتن موسى عليه السّلام دست يابد زيرا او در حفظ و حمايت خداى تعالى بود.
و بنى اميّه و بنى عبّاس نيز چنيناند، وقتى واقف شدند كه زوال پادشاهى آنها و پادشاهى اميران و ستمگران آنها به دست قائم ماست، با ما به دشمنى برخاستند و در قتل آل رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم و نابودى نسل او شمشير كشيدند به طمع آنكه بر قتل قائم دسترسى پيدا كنند، امّا خداى تعالى امر خود را مكشوف يكى از ظلمه نمىسازد و نور خود را كامل مىكند، گر چه مشركان را ناخوش آيد.
و امّا غيبت عيسى عليه السّلام، يهود و نصارى اتّفاق كردند كه او كشته شده است، امّا خداى تعالى با اين قول خود آنان را تكذيب فرمود: «وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ» و غيبت قائم نيز چنين است، زيرا اين امّت به واسطه طول مدّتش آن را انكار مىكند، پس گويندهاى به هذيان گويد او متولّد نشده است، و گويندهاى ديگر گويد: او مرده است، و گويندهاى ديگر اين كلام كفرآميز را گويد كه يازدهمين ما ائمّه عقيم بوده است، و گويندهاى ديگر با اين كلام از دين خارج شود كه تعداد ائمّه به سيزده و يا بيشتر رسيده است، و گويندهاى ديگر به نافرمانى خداى تعالى پرداخته و گويد روح قائم در جسد ديگرى سخن مىگويد.
امّا تأخير كردن نوح عليه السّلام چنين است كه............
این موضوع همچنان ادامه دارد!
التماس دعای مخصوص
اللهم عجل لوليک الفرج
