
«بسم رب شهر رمضان»
مردى نيازمند، خدمت امام حسن مجتبى عليهالسلام رسيد و نياز خويش را مطرح كرد. حضرت فرمودند: برو و خواستهات را روى كاغذى بنويس و پيش ما بياور، تا آن را بپردازيم.
او رفت و نيازمندىاش را نوشت و آورد.
حضرت دو برابر آن به وى بخشيد!
يكى از همنشينان و اهل جلسه گفت: چه نامه پربركتى براى او بود اى پسر پيامبر! امام فرمود: بركت او بر ما بيشتر بود؛ چرا كه آن شخص، ما را اهل نيكى قرار داد.
مگر نمىدانى كه نيكى و معروف، آن است كه بدون درخواستِ طرف، پرداخته شود؟ اما وقتى كسى از تو درخواستى مىكند و به او عطا مىكنى، تو در مقابل آبرويى كه او از خودش در برابر تو ريخته است، عطا مىكنى؛
شايد او شب را تا صبح، بىتاب بوده و به خود مىپيچيده و بين بيم و اميد به سر مىبرده و نمىدانسته كه آيا خواسته و نيازش ادا خواهد شد يا نه؟
با حالتى نگران و مردّد پيش تو آمده است. اگر تو در مقابل آبرويى كه او پيش تو ريخته است، به او چيزى بدهى، اهميت كار او بيش از عطاى توست!»
(محاسن٬ص۵۵)
ای پسر پیامبر خدا؛ ای سرور جوانان بهشت؛ ای غنچه باغ فاطمه و علی (صلواتالله علیهم)؛ ما هم هیچی نداریم که براتون بیاریم. آبرومونو میاریم در خونهتون، به ما هم یه چیزی میدین؟؟...
خدایا... بارالها...
نیمه رمضان هم فرارسید... بهتر بگم ماه رمضون هم گذشت... اما اینکه چقدر رمضانی شدیم؟؟ نکنه امسالم عین سالهای پیش بگذره و هیچ اتفاقی نیفته؟!
عیدتون مبارک![]()
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
