
«بسم رب المهدی المنتظر»
مولای من
ای غریب تک سوارم
چه میکنی در این غربت زمانه؟
چه میکنی در میان ما نامردمان؟
چه میکشی با ما نمک دان شکن ها؟!
چه بد٬ به دوریت خو کرده ایم!
بیا ای نزدیک ترین به ما
بیا............
مولای ادینه هایم؛
بیا و ببین دنیای پس از غیبتت را چه کرده ایم. بیا و ببین چه حرمتها که بی مهابا میدریم....
آقای من؛
قرار بود منتظرت باشیم اما به نیامدنت خو کردیم و منتظری را از یاد بردیم...
قرار بود دنیا را با نام سبزت آزین ببندیم٬ اما چشم گشودیم و دشمنان را دیدیم٬ که حتی عده ای از ما را نیز رنگِ نفاق و بدخواهی زدند.
روزی حوزه معلمی٬ مقتدای عشق و آزادگی بود٬ امروز حتی دشمنان، به این حریم مقدس هم رخنه کرده اند. دیروز مسلمانان تو را میشناختند. امروز مسلمان نمایان تو را انکار میکنند.
دیروز در میان آن همه جاهلان مکه و مدینه٬ زهرای مرضیه سلام الله علیها تو را میخواند و امروز ما درماندگان وادی غیبت در میان مسلمانان خودی٬ نجوایت میکنیم!
یا بقیه الله
یا اباصالح المهدی
یا صاحب العصر و الزمان
یا حجه الله
ادرکنا
اللهم عجل لوليک الفرج
