
وظيفه مدعيان انتظار!
حكايتى را شنيده بودم و در بعضى كتابها هم نوشتهاند، چكيدهاش اين است كه مردى طالب ديدار بود و در اين راه رياضتها كشيدهاند. شبى به او نويد مىدهند كه در فلان شهر (يكى از بلاد را نام مىبرند) اين فيض نصيب تو مىشود. او خود را به آن شهر مىرساند. به او نويد داده مىشود كه امام درب دكان فلان كاسب قفل و كليد ساز نشستهاند. وى خود را به آن دكان رساند و به فيض ديدار نائل شد؛ اما در اثنا ملاحظه كرد كه پير زنى فرتوت قفلى را به بازار آورده و از بيچارگى آن را در معرض فروش قرار داده است. اهل بازار هر كدام آن قفل را به قيمت ناچيز ارزيابى نمودند، جز كاسبى كه امام در كنار دكّان او جلوس نموده بود؛ اين كاسب ارزش واقعى قفل را اعلام داشت و گفت: با اندك تنزّلى حاضرم آن را بخرم و به همان مقدار كمى كه تنزّل دادم در سود خود بسنده مىكنم.
پيرزن خرسند شد و قفل را به ارزش مذكور به او فروخت و رفت.
آن هنگام امام رو به آن مهمان طالب ديدار كرد و فرمود: اين طور باشيد تا ما خودمان شما را ديدار كنيم، و به زحمتِ رياضت، خودتان را گرفتار نكنيد.
امام صادقعليهالسلام مىفرمايد: "من سرّ أن يكون من أصحاب القائم عليهالسلام فلينتظر وليعمل بالورع ومحاسن الأخلاق، وهو منتظر، فإن مات و قام القائم بعده كان له من الأجر مثل أجر من أدركه، فجدّوا وانتظروا، هنيئاً لكم أيّتها العصابة المرحومة".
"كسى كه دوست دارد يار امام زمان عليهالسلام باشد، بايد انتظارش توأم با پارسايى و اخلاق حسنه باشد. اگر اين افراد قبل از قيام امامعليهالسلام بميرند، اجرشان همانند كسانى است كه موفق به ياريش شدهاند. بكوشيد و منتظر باشيد، گوارا باد شما را اى گروه بخشوده شده!"
اللهم عجل لوليک الفرج و العافيه و النصر
