
بسم رب المهدی
مولای من.....
مهدی جان... آدینه ها رو یک به یک به عشقت شمردیم. دیگه چیزی به پایان انتظار چله نشینی مون نمونده. زبونها قفل شده، قلم ها دیگه طاقت نوشتن ندارن. مولا جان مددی.....
در امالی صدوق روایت است که: «بهلول نبّاش که کفن میدزدید و اخر کار با نعش دختری از انصار عمل قبیح کرد و پشیمان شد و به نزد رسول خدا(ص) امد و حضرت او را طرد کرد. پس رفت در بعضی از کوه های مدینه و چهل روز گریه و زاری و تضرع و دعا کرد. در روز چهلم توبه اش قبول شد و ایه شریفه در قبول توبه و گذشتن از جرم او و عده ثواب برای او نازل شد. پس حضرت به نزد او رفت و بشارت داد و ایه را تلاوت فرمود. انگاه به اصحاب فرمود: چنین تدارک کرده میشود گناهان، چنانچه تدارک نمود آن را بهلول!»
در کافی روایت شده از جناب صادق علیه السلام که فرمود: «نیکو ننموده کسی ذکر خداوند را چهل صباح، مگر انکه زاهد کند او را در دنیا، و بنماید به او دوای او را و درد او را، و ثابت نمیاد حکمت را در دل او.
در (لب الباب) قطب راوندی روایتی است از رسول خدا (ص) که فرمود: «کسی که خالص کند عبادت را برای خداوند چهل صباح، ظاهر شود چشمه های حکمت از دلش بر زبانش.»
هر کس حرفی٬ سخنی٬ درددلی٬ حاجتی با مولاش داره٬ حالا وقتشه. چیزی به چهل نمونده...
التماس دعا ![]()
اللهم عجل لوليک الفرج
