
«بسم رب المهدی»
شهادت بنیانگذار مکتب جعفری٬ امام ششم شیعیان٬ حضرت امام صادق علیه السلام بر تمامی ارزومندان بقیع تسلیت باد.
ششمين امام شيعيان، و پنجمين امام از نسل اميرالمومنين عليه السلام، كنيه او ابوعبدالله و لقب مشهورش «صادق» است. لقبهاى ديگر نيز دارد، از آن جمله صابر، طاهر و فاضل؛ اما چون فقيهان و محدثان معاصر او كه شيعه وى هم نبودهاند، حضرتش را به درستى حديث و راستگويى در نقل روايات بدين لقب ستودهاند، لقب«صادق» شهرت يافته است وگرنه امامى را كه منصوب از طرف خدا و منصوص از جانب امامان پيش از اوست، راستگو گفتن، آفتاب را به «روشن» وصف كردن است.
چنان كه مشهور است فرزندان آن حضرت ده تن بودهاند، هفت پسر به نامهاى اسماعيل، عبدالله، موسى، اسحاق، محمد، عباس وعلى و سه دختر به نامهاى امفروه، اسماء و فاطمه .
اسماعيل پسر بزرگتر آن امام است و پدر، وى را دوست مىداشت .
گمان بعضى از شيعيان بود كه اسماعيل بعد از پدرش به امامت خواهد رسيد. اما او در روزگار زندگانى پدر درگذشت و امام، وى را در گورستان بقيع به خاك سپرد و بر مردن او سخت گريان شد .
پيش از به خاك سپردن، روى او را گشود تا مردم ببينند اسماعيل مرده است، ولى پس از مرگ اسماعيل گروهى مردن او را باور نكردند و پس از امام صادق او را امام دانستند .
اسماعيليان يا هفت اماميان كه صدها سال بعد به دو فرقه نزاريه و مستعلويه تقسيم شدند، به دين اسماعيل منسوباند. هفت اماميان هم اكنون در كشورهايى از جمله ايران، پاكستان و هندوستان به سر مىبرند. امام صادق عليه السلام سى و يك سال و به روايتى سى و چهار سال در كنار پدرش امام باقر عليه السلام بوده است .
بزرگان اهل سنت و جماعت از روزگار وى تا امروز، او را به كرامت خلق، دانش فراوان، بخشش بسيار و عبادت طولانى ستودهاند صدوق به اسناد خود از فقيه مدينه، مالك پسر انس روايت كند: بر جعفربن محمد عليهالسلام در مىآمدم، براى من بالش مىنهاد و مرا حرمت مىداشت و مىگفت: مالك! تو را دوست مىدارم . و من از گفته او خشنود مىشدم و خدا را سپاس مىگفتم .
مالک میگوید: سالى با او به حج رفتم، چون هنگام گفتن لبيك رسيد، سخن در گلوى او بريد و نزديك بود از شتر بيفتد، گفتم: پسر رسول خدا! مىبايست لبيك بگويى! گفت: پسر ابى عامر! چگونه جرات كنم و بگويم: لبيك، اللهم لبيك، در حالى كه مىترسم خدايم بگويد نه لبيك و نه سعديك ؟!
پس از رحلت رسول(ص) و دوران خلافت خلفا هر گاه در مسئلهاى فقهى كار بر خليفه يا صحابه رسول(ص) دشوار مىشد، به على عليه السلام رجوع مىكردند و او مشكل آنان را مىگشود. چون على به شهادت رسيد، دشمنان كار را بر فرزندان و شيعيان او تنگ كردند. و ميان مردم و آنان جدايى افكندند. از سوى ديگر، دين به دنيا فروختگان نيز براى خشنودى حاكمان وقت و يا سود خود، به ساختن روايتها پرداختند، تا آنجا كه شناخت حديث درست از نادرست بر فقيهان دشوار گرديد. مىتوان گفت از سال چهلم هجرى تا نزديك به پايان سده نخستين هجرت جز معدودى از صحابه و تابعان از فقه درست فقه آل محمد (ص) بىبهره بودند .
در روزگار امام باقر اندكى گشايش پديد آمد و ساليان 148- 114 ( دوران امامت امام صادق -ع) عصر انتشار فقه آل محمد يا به تعبير ديگر، روزگار تعليم و تدريس فقه جعفرى بود. در اين سالها مدينه نيز چهره ديگرى يافته بود.
و این روزها مدینه غریبانه تر از همیشه.....
چقدر دلم برای غربت بقیع تنگ شده است.....
برای شنیدن نوای فراق یار اینجا کیلیک کنید. التماس دعا
منبع: ماهنامه كوثر، شماره 34/ «يك كتاب در يك مقاله» دكتر سيد جعفر شهيدى، تلخيص: محمدباقر پورامينى / سایت تبیان
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر
اللهم اجعل من انصاره و اعوانه
