
«
بسم رب العاصين
»
هيچ چيز سخت تر از انتظار نيست....!
که اگر بود این همه سال انتظار به درازا نمیکشید....!
از میان این همه٬ من و مای مدعی انتظارت٬ آیا هنوز ۳۱۳ سرباز راستگو نیافته ای؟؟؟
مولای من...
سلام بر همه دوستان صفحات انتظار
هر روز که تو این دنیای عجیب سر میکنم٬ بارها و بارها یه سوال تکراری برام تکرار میشه!
"چرا عبد عاصی ؟"
اگه اهل پرسه زدن تو دنیای مجازی (یا پرسه زدن تو کوچه پس کوچه های دنیا) باشین می بینین که خیلی هامون چه با جرات خودمونو سرباز آقا خطاب میکنیم! چه با جرات خودمونو منتظرش می خونیم؟!
از میون این همه سایت و وبلاگ و مدعیان منتظری٬ تا حالا از چند نفرشون پرسیدیم "چرا اسم خودتو گذاشتی یه منتظر؟! " چند بار شده رسم انتظارشون رو سوال کنیم؟! چند بار شده ازشون بخوایم اسمشونو عوض کنند؟! چند بار شده ازشون بپرسیم چه کردی که خودتو منتظرش خطاب میکنی؟! با چه جراتی خودتو محبش میخونی؟!
اما بارها سوال شده چرا عبد عاصی؟! اسم قحطی بود؟!
این همه مدت سعی کردم حرفای همه رو بشنونم! این بار می خوام من حرف بزنم!
می خوام بپرسم:
چگونه از من میخواهید خود را منتظرش بخوانم؟!
در حالیکه جز عرق شرم٬ تحفه ای برای آمدنش محیا نکرده ام؟!
چگونه از من می خواهید خود را منتظرش خطاب کنم؟!
در حالیکه هر روز پرونده اعمالم آه آدینه های بی نشانه را بر صفحه تاریخ حکاکی میکند؟!
چگونه دم از انتظاری بزنم که الفبایی برای نگاشتنش سراغ ندارم؟!
آیا این همه سال ادعای دروغین انتظارش کافی نیست؟!
که اگر منتظر راستینش بودیم٬ میان این همه آه های سوخته هزاران ساله چه میکردم؟!
چه خوب میشد اگر همه به دروغ هایمان معترف بودیم........
چه خوب بود باورمان میشد که حقیقت تلخ است.
حقیقتی که به اندازه این سالیان انتظار به درازا کشید.
چه زیبا بود اگر از پس نقاب های دنیایی مان کنار میکشیدیم و یک العجل از ته دل سرمیدادیم........
چه میشد اگر حقیقت پذیر بودیم و عبرت گر؟
چه میشد اگر برای یک بار هم که شده در پس دنیا و ارزوهایمان٬ حقیقت شیرین وعده موعود را خواستار میشدیم؟؟؟؟
از جابر نقل شده که، حضرت أبي جعفر (امام جعفر صادق عليه السلام) فرمود:
ای جابر آیا کسی که ادعاء تشیع میکند، او را بس است که از محبت ما اهل بیت دم زند؟
به خدا شیعه ما نیست!
مگر کسی که تقوای الهی داشته باشد و او را اطاعت کند و آنها شناخته نمیشوند مگر به تواضع و خشوع و امانت داری و کثرت یاد خدا و روزه و نماز و نیکی به پدر و مادر، مراعات کردن همسایگان خصوصا فقرا٬ مسکینان و در راه ماندگان، و یتیمان و راستی گفتار و تلاوت قرآن و باز داشتن زبان از مردم، مگر به نیکی که آنها امناء اهل و عشیره خود هستند در همه امور.
جابر گفت: گفتم: ای پسر رسول خدا،
امروز هیچ کس را با این صفات نمیشناسم.
حضرت فرمود : ای جابر به راههای مختلف مرو!
آیا برای مرد کافیست که بگوید من علی (علیه السلام) را دوست دارم و از او پیروی میکنم و با وجود این فعالیت دینی نکند؟
پس اگر بگوید :
من رسول خدا (ص) را دوست دارم، سپس از رفتار او پیروی نکند و به سنتش عمل ننماید، محبتش به پیغمبر به او هیچ سودی ندهد،
پس از خدا پروا کنید برای آنچه نزد خداست عمل کنید، خدا با هیچ کسی خویشی ندارد، دوست ترین بندگان خدای عز و جل با تقواترین و مطیع ترین آنهاست.
منبع: اصول کافی جلد 2-باب طاعت و تقوی
يا ابا صالح المهدی....... ادرکنا يا مولای
التماس دعا![]()
اللهم عجل لوليک الفرج
