
«بسم الله الرحمن الرحيم»
اصبغبننباته گويد: اميرالمؤمنين(عليه السّلام) فرمود:
زمانى بر مردم مىآيد كه عمل زشت، برترى (كامل) پيدا كند و خودسازى نمود جلوهگرى نمايد.
پرده از روى محرّمات برداشته شود، زنا آشكار مىگردد و مال يتيمان را حلال دانسته مىخورند، كمفروشى مینمايند و شراب را به جاى آب انگور حلال میدانند؛ و رشوه را به عنوان هديه حلال شمرند؛ خيانت در امانت را جايز مىدانند، مردها شبيه به زنها و زنها شبيه به مردها شوند. (در لباس، يا همجنسگرائى؛ با اينكه پيامبر خدا (صلّى الله عليه وآله وسلم) لعنت فرمود مردانى كه شبيه زنها و زنانى كه شبيه مردها شوند).
به حدود و احكام نماز اعتنا نمىكنند؛ در آن زمان براى غير خدا (سياحت، تجارت، ريا، سياست و غيره) حج كنند.
در آن زمان گاهى ماه شب اوّل، آنقدر بزرگ ديده شود كه به نظر دوشب آيد و گاهى در شب اوّل ديده نشود، پس چون ماه ديده نشود روز اوّل ماه رمضان را روزه نگيرند و روز عيدفطر را روزه بگيرند.
در آن زمان مراقب باشيد؛ مراقب باشيد؛

مبادا خداوند ناگهان انتقام گيرد؛ همانا در پس آن زمان، مرگ سريع و عجيبى خواهد بود، به گونهاى كه شخص، هنگام صبح سالم است و شب به خاك سپرده مىشود، شب زنده است و صبح مُرده.
در آن زمان پيش از آنكه به بيمارى مرگ مبتلا شوند، واجب است وصيّت خود را بكنند؛ و نماز را در اوّل وقت بهجا آورند، مبادا تا آخر وقت اجل مهلت ندهد.
هر كدام از شما كه آن زمان را درك كند، شب نخوابد مگر با طهارت (وضو) و اگر بتواند در تمام احوال با طهارت باشد، انجام دهد. زيرا نمىداند ملك الموت چه وقت به سراغ او مىآيد.
من شما را ترساندم اگر بترسید!
و فهماندم اگر بفهميد!
و پند دادم اگر پند بگيريد!
در نهان و آشكار از خدا بترسيد و (سعى كنيد) مسلمان بميرید!
چه هر كس غير از اسلام، دينى قبول كند، از او پذيرفته نخواهد شد و در آخرت از زيانكاران است.
(بحار الانوار، ج 96)
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم الله الرحمن الرحيم»
امام صادق (علیهالسلام) فرمود:
خدای عزوجل به موسی (علیه السلام) وحی فرمود: ای موسی، شکر مرا، آنچنان که شایسته است، به جای آور.
موسی (علیهالسلام) پاسخ داد: پروردگارا؛ چگونه شکر تو را چنانچه شایسته است، به جای آورم، در حالیکه شکر گزاردن من، نعمتیست که تو به من بخشیدهای؟
خدای تعالی فرمود: اکنون شکر مرا به جای آوردی که دانستی آن نعمت از جانب من است.
بله! شکر نعمت، نعمت دیگهایه که شکرش بر بندگان واجبه؛ پس منتها شکر نعمت خدا، اقرار به عجز و ناتوانی از ادای شکر اوست.
امّا انسان برای ادای شکر، باید اول نعمات خداوند رو بشناسه و اهمیت و ارزش اونها رو بدونه.
یکی از بزرگترین نعمتهایی که خداوند به انسانها عطا کرده، نعمت وجود امام و ولایته. وظیفۀ ما هم، در وهلۀ اول، نسبت به مسألۀ امامت، همین شناخته. پس باید سعی کنیم نسبت به وجود نازنین امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) شناخت پیدا کنیم و اهمیت و جایگاه امام رو بشناسیم. بعد میتونیم شکر نعمت رو به جای بیاریم و الّا اگه نعمت مجهول بمونه، انسان توفیق شکر اونو پیدا نمیکنه.
بعد از شناخت، نوبت به شکر میرسه و شكر نعمت امامت، فرمان بردن از امر و نهى امام (عليهالسلام) و عشق به اوست.
شكر نعمت عمر، به اين است كه اين گوهر گرانبها خرج طاعت حق گردد و شكر بدن، عبادت حق و خدمت به خلق، و شكر مال ، از حلال بهدست آوردن و در حلال و خير خرج كردن، و شكر نعمت امامت، فرمان بردن از امر و نهى امام (علیه السلام) و عشق به اوست.
ابى حمزه گويد: از امام باقر (علیه السلام) پرسيدم: امام چه حقّى بر مردم دارد؟ فرمود: حق وى اين است كه از او بشنوند و فرمان برند. (اصول كافى-ترجمه كمرهاى، ج3، ص: 141)
إنشاءالله خداوند همۀ ما رو قدردان نعمات خودش قرار بده و توفیق شکرش رو بهمون عنایت کنه.
آمین یا رب العالمین

التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم رب المهدی المنتظر»

مَن طَلَبَ شَیئاً و جَدَّ، وَجَدَ و مَن قَرَعَ باباً وَ لَجَّ، وَلَجَ.
هر کس دنبال چیزی بگردد، اگر تلاش کند، آن را مییابد،
و هر کس دری را بکوبد و سماجت ورزد، آن در به روی او گشوده میشود.
منبع: مصباح الشريعة، ص: 389 و نهج الفصاحة مجموعه كلمات قصار حضرت رسول (ص)، ص: 776 و...

السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه...
السلام علیک یا صاحب الزمان...
آقا جون...
جز شرمندگی چی داریم که بگیم...؟
نمیدونم چطوری اسم خودمون رو شیعۀ شما گذاشتیم، در حالیکه هفتهای یه بارم، به زور میایم سراغ شما...!؟
نمیدونم چطوری ادّعای منتظری شما رو داریم، در حالیکه شما تو غربت گناهان ماست که دارین به سر میبرین... اون وقت ما بیخیال نشستیم و همش میگیم آقا چرا نمیای!؟
متأسفانه همین حدیث کافیه تا باور کنیم که تلاشهامون چقدر آبکی و تو خالیه....
وقتی پیامبر عظیمالشأن اسلام (صلواتاللهعلیهوآله)، با این صراحت فرمودن، اگه دری رو واقعاً بکوبیم، حتماً اون در به رومون باز میشه، پس باید بپذیریم که ما تا حالا واقعاً در خونۀ امام زمانمون (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) رو نکوبیدیم....
هرچند خیلی تلخ و دردناکه، ولی باید قبول کنیم که تا حالا برای اقامون هیچ کاری نکردیم...
باید باور کنیم که این به اصطلاح تلاشها و این سماجتهامون، جز حرف زودگذری، بیش نبوده....
اماممون برای تحقق دولت کریمه و برقراری حکومت عدل روی زمین، نیاز به مرد عمل دارن....
مرد عمل... ایمان و تقوی واقعی... دعای واقعی... خودسازی... خلوص و....
گل نرگسم...
دعامون کن تا مرد عمل باشیم...
دعامون کن تا دعاهامون واقعی باشه...
دعامون کن تا منتظرت باشیم...
التماس دعا
ســایۀ حـــق، بـر ســـر بنـــده بــود * * * عاقـــبت جـوینــــده، یابنـــــده بـــود
گفت پیغمبــــــر که چون کوبــی دری * * * عاقـــبت زان در بــرون آیــد ســــری
چـون نشـینی بر ســر کـــوی کســــی * * * عاقــبت بینـــی تـــو هم روی کســـی
چون ز چــاهی میکَنی هر روز خـاک * * * عـاقـــبت انــدر رســـی در آب پاک
اللهم عجل لوليک الفرج
السلام علیک یا امام العصر و الزمان؛
سلام بر دوستان صفحات انتظار؛
نمیدونم چرا اتفاقات این روزهای اخیر، منو همش یاد زمان امام علی (علیهالسلام) میندازه. همون روزهایی که خلافت بر حقشون از ایشون سلب شد.
وقتی که امّت پیغمبر اسلام (صلواتاللهعلیهوآله)، بر اساس اختلافات و نظرات سیاسی مختلف ابرقدرتهای سیاسی زمان خودشون، فرقه فرقه شدن و دل زهرا و علی و فرزندانش، یک به یک بر اثر همون تفرقۀ اولین امّت، خون شد و سقیفه و عاشورا و........ رو به دنبال خودش داشت....
ای امّت شیعۀ پیامبر و علی و زهرا و فرزندانش(صلواتاللهعلیه اجمعین)، به یاد بیارید که امروز هم پس از قرنها، اختلاف شیعه و سنی و وجود سایر فرقههای مختلف اسلامی، از همون جا آغاز شد.... مبادا ما امّت اسلامی، باز هم با کارهامون دل امام زمان مون رو خون کنیم.....
از همۀ مسلمانان و ایرانیان عزیز تمنّا میکنم، به خداوندی خدا سوگندشون میدم که تعصّبها و عصبیّتهای اون زمان رو دوباره تکرار نکنن.....
مبادا تاریخ را تکرار کنیم.....
بیایید از عبرتگیرندگان باشیم....
نباید اجازه بدیم اون روزها دوباره تکرار بشه....
برای کسیکه بخواد قدری تأمل کنه، همینقدر بسه...
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است....

على بن ابراهيم قمى در تفسير خود از ابو خالد كابلى روايت ميكند كه حضرت امام محمد باقر (عليه السّلام) فرمود: به خدا قسم گويا قائم را مينگرم كه تكيه داده است به حجرالأسود، و مردم را به حق خودش سوگند ميدهد و ميفرمايد: اى مردم هر كس در بارۀ خدا گفتگوئى دارد از من بپرسد كه من از هر كس به خدا نزديكترم...
آنگاه به طرف مقام ابراهيم ميرود و دو ركعت نماز ميگزارد، سپس مجدداً مردم را به حق خودش به امور ياد شده سوگند ميدهد! آنگاه حضرت باقر (عليه السّلام) فرمود: به خدا قسم «مضطر» و گرفتارى كه خداوند در آيه: «أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ» فرموده، اوست.(بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج52، ص: 316)
![]()
اشكى ببار سنگ مزار غريب را
يك نوبهار اگر بشكوفد لبان تو را
پر مىشود تمام زمين، عطر سيب را
تنها به اشتياق سلامى گذاشتم
در پشتسر هر آنچه فراز و نشيب را
آتش گرفت روح كويرانهام،
زلال روزى بيا و آب بزن اين نهيب را
اين كيست؟ اين كه با دل من حرف مىزند
نشنيدهايد هيچ صداى عجيب را؟
آرام مىشود دل توفانى اى عجب!
خاصيتى است آيۀ امن يجيب را
«آرش شفاعى بجستان»

پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) فرموده است:
اُبشّركم بالمهدى يبعث فى امّتى على اختلاف من الناس وزلازل، فيملأ الارض قسطاً وعدلاً بعد ما ملئت ظلماً وجوراً» (بحارالانوار، ج 5، ص 81)
»شما را به ظهور مهدى (عليه السلام) بشارت مىدهم كه در هنگامۀ اختلاف و كوبشهاى سخت در امّتم پديدار شود و زمين را پس از ظلم و جور، پر از عدل و داد سازد.»
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
اللهم عجل لوليک الفرج
پینوشت:
خدایا خودت میدونی چیا رو دلمون سنگینی میکنه... خودت هدایتمون کن... خودت بهمون رحم کن... خودت دستمون رو بگیر و بینشی بده که عبرت گیرنده باشیم.... آمین یا رب العالمین
«بسم الله الرحمن الرحيم»
شيخ طوسى در امالى به سندش از عبد اللَّه بن عبّاس روايت كرده:
هنگامى كه وفات پيغمبر اسلام (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) نزديك گرديد آن حضرت به قدرى گريست كه محاسن مباركش تر شد.
عرض شد: يا رسول اللَّه! چرا گريه مىكنى؟ 
فرمود: براى ذرّيّه و فرزندانم و آن ستمهايى كه از جفاكاران امّتم بعد از من به ايشان مىرسد، مىگريم.
گويا مىبينم دخترم فاطمۀ زهرا بعد از من مظلوم واقع شده؛
هر چه صدا مىزند: يا ابتاه! احدى از امّت من به فرياد او نمىرسد.
وقتى فاطمه اين مطلب را شنيد، گريان شد.
پيغمبر اكرم به وى فرمود: دخترم، گريان مباش!
فاطمه گفت: پدر جان! من براى ظلمهايى كه بعد از تو خواهم ديد گريه نمىكنم، بلكه براى فراقت اشك مىريزم.
پيغمبر فرمود: دخترم، مژده باد تو را! زيرا تو اوّلين كسى هستى كه در ميان اهل بيتم به من ملحق خواهد شد.
این روزها که نزدیک انتخابات ریاست جمهوری ایران میشیم، بازار سیاست حسابی داغ داغه! دیدم خوبه توی این حال و هوا، ما هم از اون جهتی که دین از سیاست جدا نیست! اقدامی بکنیم!
دشمنان اسلام و مسلمانی، از همه طرف دندون تیز کردن، تا از اوضاع سیاسی حاکم بر کشور، سوء استفاده کنن.
دشمنان، توسط دو دسته از افراد جامعۀ خودمون، سعی میکنن اهداف خودشون رو که از چندین سال پیش طراحی کردن اجرا کنن.
اول: با استفاده از دست نشوندههای خودشون و جیرهخوارهاشون؛
و دوم: افرادی که خودشون رو به غفلت زدن، و به دور از دوربینی و دید کلی، فقط تا یکقدمی خودشون رو میبینن؛
دستۀ اول که حسابشون مشخصه! اونها رو به خدا واگذار میکنیم و إنشاءالله شرّشون به خودشون برگرده! آمین!
(البته همین افراد گمنام هستن که در کنار ما زندگی میکنن و آروم آروم، ذهنیات غلط و تفکرات خواست دشمن رو به خورد ما میدن و اگر اینقدر بهشون اعتماد کنیم که عقل و تفکر خودمون رو، در چارچوب اونچه که به خوردمون میدن، محدود کنیم، یهدفعه خدای نکرده ممکنه چشم باز کنیم و ببینیم در پیشگاه الهی شرمندهایم و اعماق جهنم در انتظارمون..... (پناه بر خدا...)
امّا دستۀ دوم که باهاشون کار داریم؛ افرادی از بین خودمون و خدای نکرده (دور از حضور شما!) شاید یکی از من نویسنده و شمای خواننده! (نگید غافل بودن و این حرفها، از ما به دوره!)
همۀ کسانی که در طول تاریخ غافل بودن، هرگز خودشون رو به عنوان یه فرد غفلتزده و کوتهبین نمیشناختن! (توجـه: پس این احتمال ضعیف رو باید در خودمون قائل بشیم، که ممکنه ما هم فریبخورده باشیم! اصلاً مگه ما کی هستیم که خودمون رو مبرّا بدونیم!؟ اصلاً مگه ما امامیم؟ مگه معصومیم؟ مگر اینکه خدای نکرده خودبزرگبین باشیم...)
شاید اگه فقط احتمال همین یک اشتباه رو در خودمون بپذیریم، دیگه خیلی از خودرأییها، خیلی از خودخواهیها، تهمتها، دروغها و حتّی خیلی از گناهان ریز و درشتی که امروزه مرتکب میشیم، رو مرتکب نمیشدیم.
بیایید با هم تلاش کنیم، تا خودمون رو از احتمال خطا و اشتباه مصون ندونیم.
بیایید باور کنیم که ممکنه ما هم اشتباه کنیم.
بیایید با خودمون این جمله رو زمزمه کنیم که:
نکنه من اشتباه کرده باشم!؟ اگه یه وقت من راه رو خطا رفته باشم، پس چرا باید خودم رو کر و کور کنم!؟
چرا باید چشمهامو ببندم و یهبند حرفهای خودمو تکرار کنم!؟
چرا باید برای رسیدن به هدفم، به انسانها توهین کنم و تهمت و افترا بزنم؟
چرا باید به خاطر اینکه من دوست دارم، نامزد منتخب من، رئیس جمهور آینده بشه، با دروغ، تهمت، توهین، بیادبی، رنجوندن دیگران و زیر سؤال بردن کل کشور و مسئولان و آراء ملت در دورههای پیش، فقط و فقط بار گناهان خودم رو سنگین بکنم؟؟؟
واقعاً به نظر شما، ارزش داره به خاطر اینکه در دو روز دنیامون، یه نفر قراره رئیسجمهور بشه، من اینهمه گناه کنم؟؟
بیایید مثل زمان قبل از انتخابات، دست در دست هم، به عنوان یک ایرانی، به عنوان برادر و خواهرهای ایمانی، جو زده نشیم و یادمون نره که تا دیروز همۀ ما دوست بودیم و بعد از این هم خواهیم بودیم.
به عنوان یک خواهر کوچک ایرانی، از همۀ طرفداران نامزدهای مختلف، خواهش میکنم، آنچه که هست رو به نمایش بگذارن و از تحمیل نظرات و نتیجهگیریهای خود بر دیگران، جداً پرهیز کنند.
اگر حرف من عقلایی و منطقی باشه، بقیه هم میتونن به نتیجۀ منطقی و درست برسن، پس لزومی نداره من، نتیجهگیری خودم رو به دیگران تحمیل کنم و با هر وسیلۀ نادرستی که شده، (حتی با بیادبی) سعی کنم، جهت فکری خودم رو به همۀ مردم تحمیل کنم.
امیدوارم روزی برسه که همۀ مردم جهان، تحت یک حکومت واحد و تحت سرپرستی و ولایت آقا حجة بن الحسن، صاحب الزمان، به خوبی و خوشی، در کنار هم زندگی کنن و طعم واقعی دولت کریمه رو بچشن...

یا حجة بن الحسن العسگری، عجل علی ظهورک...
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم الله الرحمن الرحيم»
شب، طلبۀ جوانی به نام محمدباقر در اتاق خود در حوزۀ علمیه مشغول مطالعه بود. به ناگاه دختری وارد اتاق او شد و در را بست و با انگشت به طلبۀ بیچاره اشاره کرد که ساکت باش!
دختر گفت: شام چه داری؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر در گوشهای از اتاق نشست و محمد به مطالعه خود ادامه داد.
از آن طرف، چون این دختر شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان دیگر، از حرمسرا خارج شده بود، لذا شاه دستور داده بود تا افرادش شهر را بگردند ولی هر چه گشتند پیدایش نکردند.
صبح که دختر از اتاق خارج شد مأموران شاهزاده خانم را همراه محمدباقر به نزد شاه بردند.
شاه عصبانی پرسید: چرا شب به ما اطلاع ندادی و....؟
محمدباقر گفت: شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلّاد خواهد داد. شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده است یا خیر؟ و بعد از تحقیق از محمدباقر پرسید: چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته است...
لذا علت را پرسید. طلبه گفت: هنگامیکه آن دختر وارد حجرۀ من شد، با خودنمایی و افسونگریهای پیدرپی خود، میکوشید تا توجه مرا به سوی خویش معطوف سازد. نفس امّاره نیز مرا مدام وسوسه مینمود.
اما هر بار که نفسم وسوسه میکرد، یکی از انگشتان خود را بر روی شعلۀ سوزان شمع میگذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمان و شخصیتم را بسوزاند.
شاه عباس از تقوا و پرهیزکاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میرمحمدباقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علمدوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی میدارند. از مهمترین شاگردان وی میتوان به ملاصدار اشاره نمود.
نفس امّاره یکی از عواملی است که انسان را به ارتکاب گناه وسوسه میکند.
قران کریم میفرماید: نفس امّاره به سوی بدیها امر میکند مگر در مواردی که پروردگار رحم کند. (سورۀ یوسف، آیۀ53)
انسانهایی که در چنین مواردی به خدا پناه میبرند، خداوند متعال آنها را از گزند نفس امّاره حفظ میکند و به جایگاه ارزشمندی میرساند.
با تصرف از کتاب آموزههای وحی در قصههای تربیتی، عبدالکریم پاک نیا – سایت تبیان
بیا مهـــــدی گــل زهــــرا که چشمم مست دیدارت
بیـــا که من نمیدانـــــم کجــــــا گردم به دنبــــالت
غـــم هجــــر تو را تا کِی کشم بر قلـــب بیتــــابم
و تا کی منتــــظر باشم شود پایان به هجـــــرانت
بیا مهــــدی رهامان کن از این گمراهی و ظلــمت
که دیگر صبر ما سر شد از این دوری و هجرانت
از این دنیا به جز انــــــدوه چیزی عاید ما نیست
بیا و با حضـــــور خود غــــــم دل را به پایان بر
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم الله الرحمن الرحيم»
السلام علیک یا صاحب الزمان
سلام خدمت همۀ همراهات صفحات انتظار؛
چندی پیش، در پی مطلبی در وبلاگ، پیرامون عواقب سبک شمردن نماز، یکی از خواهران خوبم، فرموده بودن تا در مورد اینکه اصلاً سبک شمردن نماز، یعنی چه؟ و به چه کارهایی سبک شمردن نماز، گفته میشود هم بپردازیم.
حال در این هفته فرصتی دست داد تا به این مسألۀ مهم اشارهای داشته باشیم.
فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ ﴿۴﴾ الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ﴿۵﴾1
پس وای بر نمازگزارنی که از نمازشان غافلند.
به چه کارهایی سبک شمردن نماز گفته میشود؟
1- تأخیر نماز
امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: مراد از بی اعتنایی به نماز، «تأخیر نماز از اول وقت، بدون عذر است.» 2
2- عدم رعایت آداب نماز در خلوت
پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «كسیكه در مقابل مردم با دقت نماز بخواند و در خلوت بدون دقت نماز گزارد به نماز بیاعتنایی كرده است.» 3
3- فراهم نكردن مقدمات نماز قبل از اذان
پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: كسی كه وضوی نماز را تا وقت اذان به تأخیر اندازد او به نماز بیاعتنایی كرده است.
4- عجله و شتاب در نماز
مردی در حضور امیر المؤمنین (علیه السلام) نماز خود را با شتاب به جا میآورد. حضرت نگاهی به او كرده و فرمود: چند وقت است اینگونه نماز میخوانی؟ او گفت: مدتهاست. حضرت فرمود: مَثَل تو نزد خداوند مثل كلاغی است (كه منقار بر زمین میكوبد. سجده تو خضوع در برابر خدا نیست. منقار به زمین كوبیدن است.) اگر اینگونه بمیری بر غیر ملت و دین پیامبر اكرم، مردهای.
سپس حضرت در مورد كم گذاشتن در نماز فرمود: به درستی كه دزدترین مردم كسی است كه از نمازش بدزدد.4
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
با توجه به اینکه مدّتیست پیامهای غیرمرتبط با موضوع وبلاگ، توسط عدهای، در قسمت نظرات وبلاگ قرار میگیرد و از محیط آزاد آن، سوء استفاده میشود، قسمت نظرات وبلاگ از این پس بسته خواهد بود و امکان درج نظر جدید وجود نخواهد داشت.
از همۀ دوستانی که با نظرات و انتقادات و پیشنهادات سازندۀ خود صفحات انتظار را مورد لطف خود قرار میدادند، تشکر و عذرخواهی میکنم و امیدوارم خداوند همۀ ما را شامل لطف و رحمت خویش قرار دهد و همهمان را به راه راست هدایت نماید.
«بسم رب المهدی المنتظر»
پریشان و سراسیمه بودم. لحظاتی چند فقط به چیزی که شنیده بودم، میاندیشیدم!
«اگر طالب دیدار امام زمانت هستی به فلان شهر برو. حضرت بقیة الله در بازار آهنگران در مغازه بهیر قفلسازی نشسته بلند شو و خدمت ایشان برس»
بعد از مدتها چلهنشینی و دعا و توسل به علوم غریبه بالاخره کورسویی از امید به رویم تابیدن گرفت. به سرعت بلند شدم و وسائل سفر را آماده کردم. سفر راحتی نبود. اما حاضر بودم چند برابر این سختی را تحمل کنم تا بتوانم به آرزویم برسم. شور و اشتیاقی که از وجودم زبانه میکشید مرا به حرکت وا میداشت.
خودم را به بازار آهنگران رساندم آن قدر هیجان زده بودم که چشمهایم هیچ چیز را نمیدید. فقط مغازه پیر قفلساز را جستجو میکردم. لحظه به لحظه که میگذشت شوق و شورم بیشتر میشد. وقتی وارد مغازه پیرمرد قفلساز شدم در همان نگاه اول امام را شناختم. دستم را روی سینه گذاشته و با ادب سلام دادم. در آن لحظه همه چیز به جز وجود امام را فراموش کرده بودم. حضرت جوابم را داد و با دست مرا به سکوت فرا خواند.
پیرمرد در حال وارسی چند قفل بود. در این لحظه پیرزنی وارد مغازه شد لباسهای کهنهای به تن داشت و عصایی به دست. در دستان فرتوت و لرزانش قفلی به چشم میخورد. پیرزن آن را به قفل ساز نشان داد و گفت: برادر برای رضای خدا این قفل را سه شاهی از من بخرید. به پولش نیاز دارم.
پیرمرد قفل را گرفت و آن را وارسی کرد. قفل سالم بود پس رو به زن کرد و گفت: خواهرم این قفل هشت شاهی میارزد. کلید آن هم دو شاهی میشود. اگر دو شاهی به من بدهی من کلیدش را برایت میسازم و در آن صورت پول قفل ده شاهی میشود.
پیرزن گفت: من به این قفل نیازی ندارم فقط شما اگر آن را سه شاهی از من بخرید برایتان دعای خیر میکنم.
پیرمرد با آرامش جواب داد: خواهرم تو مسلمانی و من هم مسلمان. چرا مال مسلمان را ارزان بخرم من نمیخواهم تو ضرر کنی. این قفل هشت شاهی ارزش دارد و من اگر بخواهم در معامله سودی ببرم آن را به قیمت هفت شاهی میخرم چون در این معامله بیشتر از یک شاهی سود بردن بیانصافی است.
پیرزن با ناباوری قفل ساز را نگاه کرد و بعد از این که سخنان پیرمرد تمام شد گفت: من تمام این بازار را زیر پا گذاشتم و این قفل را به هر که نشان دادم گفتند بیشتر از دو شاهی آن را نمیخرند من هم به این دلیل به آنها نفروختم که به سه شاهی پول نیاز دارم. پیرمرد گفت: اگر آن را میفروشی من هفت شاهی میخرم و سپس هشت شاهی به پیرزن داد. پیرزن راضی و خوشحال عصا زنان دور شد.
آن گاه امام رو به من کرد و گفت: مشاهده کردی؟ شما هم این طور باشید تا ما خود به سراغ شما بیاییم. چله نشینی لازم نیست و توسل به علوم غریبه فایدهای ندارد. عمل درست داشته باشید و مسلمان باشید.
از تمام این شهر من این پیرمرد را برای مصاحبت انتخاب کردهام چون دیندار است و خدا را میشناسد این هم از امتحانی که داد. او با اطلاع از نیاز زن به پول قفل را به قیمت واقعیاش از او خرید. این گونه است که من هر هفته به سراغش میآیم و احوالش را میپرسم.
پس از تمام شدن سخنان امام سرم را پایین انداختم و به فکر فرو رفتم.
منبع: برگرفته از سایت تبیان، پورسیدآقایی، مسعود، جلوه ماه محبت امام زمان علیهالسلام، انتشارات حضور، با تغییر و تصرف
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج والعافية و النصر
