
بسم الله الرحمن الرحيم

عبداللَّه بن سنان، یکی از یاران امام صادق (علیه السلام) نقل میکند که روزی آن حضرت خطاب به ما فرمود:
سُتُصِیُبکُم شُبَهةُ فَتَبقُونَ بلا عَلَمٍ یُری ولا اِمامٍ هُدی، لایَنجُو مِنها إلاّ مَن دعا بدُعاءِالغَریقِ.
به زودی شبههای به شما روی خواهد آورد و شما نه پرچمی خواهید داشت که دیده شود و نه امامی که هدایت کند. تنها کسانی از این شبهه نجات خواهند یافت که «دعای غریق» را بخوانند.
قُلتُ: وَ کَیفَ دَعاءُ الغَریقِ؟
گفتم: دعای غریق چگونه است؟
قال: تَقُولُ: یا اللَّهُ یا رَحمنُ یا رحیمُ یا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثبِّت قَلبِی عَلی دِینکَ.
فرمود: میگویی: ای خدا، ای بخشنده، ای بخشایشگر، ای کسی که قلبها را دگرگون میسازی! قلب مرا بر دینت پایدار فرما.
بیایید دستهایمان را بلند کنیم و از خدا بخواهیم که تا ظهور حجتش قلبهای ما را بر صراط مستقیم پایدار بدارد و از درافتادن در امواج فتنه ها و شبهه های آخرالزمان نگهدارد.
منبع: بحارالانوار، ج92، ص326
یا اللهُ یا رَحمنُ یا رحیمُ یا مُقلّبُ القُلوبِ
ثبّت قَلبی عَلی دینِک

التماس دعا
اللهم احفظ قائدنا
اللهم عجل لوليک الفرج
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
«بسم الله الرحمن الرحيم»
قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
(سورۀ آل عمران، آیۀ 26)
بگو بار خدايا تويى كه فرمانفرمايى، هر آن كس را كه خواهى فرمانروايى بخشى و از هر كه خواهى فرمانروايى را باز ستانى و هر كه را خواهى عزت بخشى و هر كه را خواهى خوار گردانى، همه خوبيها به دست توست و تو بر هر چيز توانايى.
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار
اللهم عجل لوليک الفرج
السلام علیک یا امام العصر و الزمان؛
سلام بر دوستان صفحات انتظار؛
نمیدونم چرا اتفاقات این روزهای اخیر، منو همش یاد زمان امام علی (علیهالسلام) میندازه. همون روزهایی که خلافت بر حقشون از ایشون سلب شد.
وقتی که امّت پیغمبر اسلام (صلواتاللهعلیهوآله)، بر اساس اختلافات و نظرات سیاسی مختلف ابرقدرتهای سیاسی زمان خودشون، فرقه فرقه شدن و دل زهرا و علی و فرزندانش، یک به یک بر اثر همون تفرقۀ اولین امّت، خون شد و سقیفه و عاشورا و........ رو به دنبال خودش داشت....
ای امّت شیعۀ پیامبر و علی و زهرا و فرزندانش(صلواتاللهعلیه اجمعین)، به یاد بیارید که امروز هم پس از قرنها، اختلاف شیعه و سنی و وجود سایر فرقههای مختلف اسلامی، از همون جا آغاز شد.... مبادا ما امّت اسلامی، باز هم با کارهامون دل امام زمان مون رو خون کنیم.....
از همۀ مسلمانان و ایرانیان عزیز تمنّا میکنم، به خداوندی خدا سوگندشون میدم که تعصّبها و عصبیّتهای اون زمان رو دوباره تکرار نکنن.....
مبادا تاریخ را تکرار کنیم.....
بیایید از عبرتگیرندگان باشیم....
نباید اجازه بدیم اون روزها دوباره تکرار بشه....
برای کسیکه بخواد قدری تأمل کنه، همینقدر بسه...
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است....

على بن ابراهيم قمى در تفسير خود از ابو خالد كابلى روايت ميكند كه حضرت امام محمد باقر (عليه السّلام) فرمود: به خدا قسم گويا قائم را مينگرم كه تكيه داده است به حجرالأسود، و مردم را به حق خودش سوگند ميدهد و ميفرمايد: اى مردم هر كس در بارۀ خدا گفتگوئى دارد از من بپرسد كه من از هر كس به خدا نزديكترم...
آنگاه به طرف مقام ابراهيم ميرود و دو ركعت نماز ميگزارد، سپس مجدداً مردم را به حق خودش به امور ياد شده سوگند ميدهد! آنگاه حضرت باقر (عليه السّلام) فرمود: به خدا قسم «مضطر» و گرفتارى كه خداوند در آيه: «أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ» فرموده، اوست.(بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج52، ص: 316)
![]()
اشكى ببار سنگ مزار غريب را
يك نوبهار اگر بشكوفد لبان تو را
پر مىشود تمام زمين، عطر سيب را
تنها به اشتياق سلامى گذاشتم
در پشتسر هر آنچه فراز و نشيب را
آتش گرفت روح كويرانهام،
زلال روزى بيا و آب بزن اين نهيب را
اين كيست؟ اين كه با دل من حرف مىزند
نشنيدهايد هيچ صداى عجيب را؟
آرام مىشود دل توفانى اى عجب!
خاصيتى است آيۀ امن يجيب را
«آرش شفاعى بجستان»

پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) فرموده است:
اُبشّركم بالمهدى يبعث فى امّتى على اختلاف من الناس وزلازل، فيملأ الارض قسطاً وعدلاً بعد ما ملئت ظلماً وجوراً» (بحارالانوار، ج 5، ص 81)
»شما را به ظهور مهدى (عليه السلام) بشارت مىدهم كه در هنگامۀ اختلاف و كوبشهاى سخت در امّتم پديدار شود و زمين را پس از ظلم و جور، پر از عدل و داد سازد.»
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
اللهم عجل لوليک الفرج
پینوشت:
خدایا خودت میدونی چیا رو دلمون سنگینی میکنه... خودت هدایتمون کن... خودت بهمون رحم کن... خودت دستمون رو بگیر و بینشی بده که عبرت گیرنده باشیم.... آمین یا رب العالمین
«بسم الله الرحمن الرحيم»
شيخ طوسى در امالى به سندش از عبد اللَّه بن عبّاس روايت كرده:
هنگامى كه وفات پيغمبر اسلام (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) نزديك گرديد آن حضرت به قدرى گريست كه محاسن مباركش تر شد.
عرض شد: يا رسول اللَّه! چرا گريه مىكنى؟ 
فرمود: براى ذرّيّه و فرزندانم و آن ستمهايى كه از جفاكاران امّتم بعد از من به ايشان مىرسد، مىگريم.
گويا مىبينم دخترم فاطمۀ زهرا بعد از من مظلوم واقع شده؛
هر چه صدا مىزند: يا ابتاه! احدى از امّت من به فرياد او نمىرسد.
وقتى فاطمه اين مطلب را شنيد، گريان شد.
پيغمبر اكرم به وى فرمود: دخترم، گريان مباش!
فاطمه گفت: پدر جان! من براى ظلمهايى كه بعد از تو خواهم ديد گريه نمىكنم، بلكه براى فراقت اشك مىريزم.
پيغمبر فرمود: دخترم، مژده باد تو را! زيرا تو اوّلين كسى هستى كه در ميان اهل بيتم به من ملحق خواهد شد.
این روزها که نزدیک انتخابات ریاست جمهوری ایران میشیم، بازار سیاست حسابی داغ داغه! دیدم خوبه توی این حال و هوا، ما هم از اون جهتی که دین از سیاست جدا نیست! اقدامی بکنیم!
دشمنان اسلام و مسلمانی، از همه طرف دندون تیز کردن، تا از اوضاع سیاسی حاکم بر کشور، سوء استفاده کنن.
دشمنان، توسط دو دسته از افراد جامعۀ خودمون، سعی میکنن اهداف خودشون رو که از چندین سال پیش طراحی کردن اجرا کنن.
اول: با استفاده از دست نشوندههای خودشون و جیرهخوارهاشون؛
و دوم: افرادی که خودشون رو به غفلت زدن، و به دور از دوربینی و دید کلی، فقط تا یکقدمی خودشون رو میبینن؛
دستۀ اول که حسابشون مشخصه! اونها رو به خدا واگذار میکنیم و إنشاءالله شرّشون به خودشون برگرده! آمین!
(البته همین افراد گمنام هستن که در کنار ما زندگی میکنن و آروم آروم، ذهنیات غلط و تفکرات خواست دشمن رو به خورد ما میدن و اگر اینقدر بهشون اعتماد کنیم که عقل و تفکر خودمون رو، در چارچوب اونچه که به خوردمون میدن، محدود کنیم، یهدفعه خدای نکرده ممکنه چشم باز کنیم و ببینیم در پیشگاه الهی شرمندهایم و اعماق جهنم در انتظارمون..... (پناه بر خدا...)
امّا دستۀ دوم که باهاشون کار داریم؛ افرادی از بین خودمون و خدای نکرده (دور از حضور شما!) شاید یکی از من نویسنده و شمای خواننده! (نگید غافل بودن و این حرفها، از ما به دوره!)
همۀ کسانی که در طول تاریخ غافل بودن، هرگز خودشون رو به عنوان یه فرد غفلتزده و کوتهبین نمیشناختن! (توجـه: پس این احتمال ضعیف رو باید در خودمون قائل بشیم، که ممکنه ما هم فریبخورده باشیم! اصلاً مگه ما کی هستیم که خودمون رو مبرّا بدونیم!؟ اصلاً مگه ما امامیم؟ مگه معصومیم؟ مگر اینکه خدای نکرده خودبزرگبین باشیم...)
شاید اگه فقط احتمال همین یک اشتباه رو در خودمون بپذیریم، دیگه خیلی از خودرأییها، خیلی از خودخواهیها، تهمتها، دروغها و حتّی خیلی از گناهان ریز و درشتی که امروزه مرتکب میشیم، رو مرتکب نمیشدیم.
بیایید با هم تلاش کنیم، تا خودمون رو از احتمال خطا و اشتباه مصون ندونیم.
بیایید باور کنیم که ممکنه ما هم اشتباه کنیم.
بیایید با خودمون این جمله رو زمزمه کنیم که:
نکنه من اشتباه کرده باشم!؟ اگه یه وقت من راه رو خطا رفته باشم، پس چرا باید خودم رو کر و کور کنم!؟
چرا باید چشمهامو ببندم و یهبند حرفهای خودمو تکرار کنم!؟
چرا باید برای رسیدن به هدفم، به انسانها توهین کنم و تهمت و افترا بزنم؟
چرا باید به خاطر اینکه من دوست دارم، نامزد منتخب من، رئیس جمهور آینده بشه، با دروغ، تهمت، توهین، بیادبی، رنجوندن دیگران و زیر سؤال بردن کل کشور و مسئولان و آراء ملت در دورههای پیش، فقط و فقط بار گناهان خودم رو سنگین بکنم؟؟؟
واقعاً به نظر شما، ارزش داره به خاطر اینکه در دو روز دنیامون، یه نفر قراره رئیسجمهور بشه، من اینهمه گناه کنم؟؟
بیایید مثل زمان قبل از انتخابات، دست در دست هم، به عنوان یک ایرانی، به عنوان برادر و خواهرهای ایمانی، جو زده نشیم و یادمون نره که تا دیروز همۀ ما دوست بودیم و بعد از این هم خواهیم بودیم.
به عنوان یک خواهر کوچک ایرانی، از همۀ طرفداران نامزدهای مختلف، خواهش میکنم، آنچه که هست رو به نمایش بگذارن و از تحمیل نظرات و نتیجهگیریهای خود بر دیگران، جداً پرهیز کنند.
اگر حرف من عقلایی و منطقی باشه، بقیه هم میتونن به نتیجۀ منطقی و درست برسن، پس لزومی نداره من، نتیجهگیری خودم رو به دیگران تحمیل کنم و با هر وسیلۀ نادرستی که شده، (حتی با بیادبی) سعی کنم، جهت فکری خودم رو به همۀ مردم تحمیل کنم.
امیدوارم روزی برسه که همۀ مردم جهان، تحت یک حکومت واحد و تحت سرپرستی و ولایت آقا حجة بن الحسن، صاحب الزمان، به خوبی و خوشی، در کنار هم زندگی کنن و طعم واقعی دولت کریمه رو بچشن...

یا حجة بن الحسن العسگری، عجل علی ظهورک...
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم الله الرحمن الرحيم»
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ (سورۀ نمل، آیۀ 62)
از امام صادق (عليه السّلام) روايت شده كه فرمودند:
اين آيه دربارۀ قائم آل محمد(عجلاللهتعالیفرجهالشریف) نازل شده است. والله، «مضطر» اوست كه در مقام حضرت ابراهيم دو ركعت نماز بگذارد و خدا را بخواند، پروردگار نيز اجابت كند و گرفتارى او را برطرف سازد و آنها را در زمين خليفۀ خود گرداند. (بحار الأنوار، ج51، ص: 48)
تهذیب نفس، شرط درک خدمت امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف)
حجة السلام قدس میگوید:
«روزی آقا فرمودند: در تهران استاد روحانیای بود که «لُمعَتین» را تدریس میکرد، مطلع شد که گاهی از یکی از طلاب و شاگردانش که از لحاظ درس خیلی عالی نبود، کارهایی نسبتاً خارق العاده دیده و شنیده میشود.
روزی چاقوی استاد (در زمان گذشته وسیله نوشتن قلم نی بود، و نویسندگان چاقوی کوچک ظریفی برای درست کردن قلم به همراه داشتند) که خیلی به آن علاقه داشت، گم میشود و وی هر چه میگردد آن را پیدا نمیکند و به تصوّر آنکه بچه هایش برداشته و از بین بردهاند، نسبت به بچهها و خانواده عصبانی میشود، مدتی بدین منوال میگذرد و چاقو پیدا نمیشود و عصبانیت آقا نیز تمام نمیشود.
روزی آن شاگرد بعد از درس به استاد میگوید:
«آقا، چاقویتان را در جیب جلیقۀ کهنۀ خود گذاشتهاید و فراموش کردهاید، بچهها چه گناهی دارند.» آقا یادش میآید و تعجب میکند که آن طلبه چگونه از آن اطلاع داشته است.
از اینجا دیگر یقین میکند که او با (اولیای خدا) سر و کار دارد، روزی به او میگوید: بعد از درس با شما کاری دارم. چون خلوت میشود، میگوید: آقای عزیز، مسلّم است که شما با جایی ارتباط دارید، به من بگویید خدمت آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مشرف میشوید؟
استاد اصرار میکند و شاگرد ناچار میشود جریان تشرّف خود را خدمت آقا به او بگوید.
استاد میگوید: عزیزم، این بار، وقتی مشرف شدید، سلام بنده را برسانید و بگویید: اگر صلاح میدانند چند دقیقهای اجازۀ تشرّف به حقیر بدهند.
مدتی میگذرد و آقای طلبه چیزی نمیگوید و آقای استاد هم از ترس اینکه نکند جواب، منفی باشد جرأت نمیکند از او سؤال کند ولی به جهت طولانی شدن مدت، صبر آقا تمام میشود و روزی به وی میگوید: آقای عزیز، از عرض پیام من خبری نشد؟ میبیند که وی (به اصطلاح) این پا و آن پا میکند.
آقا میگوید: عزیزم، خجالت نکش آنچه فرمودهاند به حقیر بگویید، چون شما قاصد پیام بودی (و ما علی الرسول إلا البلاغ المبین)
آن طلبه با نهایت ناراحتی میگوید آقا فرمود: «لازم نیست ما چند دقیقه به شما وقت ملاقات بدهیم، شما تهذیب نفس کنید من خودم نزد شما میآیم.»

اماما سلام!
مهدیجان سلام!
گل نرگسم سلام!
آقاجان...!
میدانم که دیر کردیم...
میدانم که هنوزم که هنوز است، در انتظار آمدنمان صبر میکنی...!
میدانم که با این همه انتظار و انتظار کردنمان، هنوز هم الفبای انتظار را نیاموختهایم...!
امّا شما... امّا شما هنوز هم چشم امیدتان به ما مردم زمانه است...!
مولاجان...!
سالهاست کنارمان بودهای!
سالهاست که در کوچهها و خیابانهایمان، از کنارمان به آرامی گذشتهای....
سالهاست برایمان دعا میکنی و واسطۀ فیض ما با آسمانی...!
یا صاحب الزمان...
امّا ما زمینیان، با صاحب و اماممان چه کردیم!؟
آیا این ما نبودیم که با گناهانمان، شما را آزردیم و هر چه بیشتر بر دوران غیبتتان افزودیم...!؟
یا بقیة الله...
ما همانهایی هستیم که اَمان خویش را گم کردیم، امّا حقیقتاً به جستجویش برنخاستیم...!
ما همانهایی هستیم که در سایۀ نام شما، روزگار گذراندیم، امّا قدمی برای زدودن نقاب غیبت از روی دلنشین شما برنداشتیم...
آقاجان...
میدانم که همۀ حرفهایمان ادّعایی بیش نبوده است...
امّا...
ای گل نرگسم...
با همۀ نبودنها و ادّعاهایمان...!
با همۀ بیمهریها و ظلمهایی که در حق شما روا داشتیم...!
باز هم بر ما گران است که شما را ببینیم امّا شما را نشناسیم...!
بر ما گران است که صدای همگان را بشنویم، امّا صدای دلنشین شما را نشنویم...!
مهدی جان...
بر ما گران است که الطاف شما را به عینه در زمین ببینیم، ولی دشمن بر ما طعنه زند و حقایق بودنتان را انکار کند...
ای اَمان آسمان و زمینیان....
بر ما بتاب ای خورشید امامت...
العجل العجل یا مولای یا صاحب العصر و الزمان

مینشینم چو گــِــدا بر سـر راهـت
شایـد افتد به من ِخســته نگاهـــت
به امـــیدی که ببینم روی مــــاهت
مینشینم همه شـب بر سر راهــت

صحبتی با دوستان وبلاگ نویس:
به تازگی، هجمۀ شدیدی از سوی وهابیها و معاندین اسلام و مذهب تشیع، در گوشه گوشۀ اینترنت مشاهده میشه.
این معاندین با ایجاد وبلاگهای مختلف، با حرفهایی به ظاهر علمی (ولی عملاً پوچ و از سر دشمنی محض)، در حال شبهه افکنی بین شیعیان فارسی زبان هستند.
به ظاهر، این افراد فقط میخوان با غوغاسالاری و جلب مشتری، حضور خودشون رو پر رنگ جلوه بدن و احیاناً امثال خودشون رو هم در این جلب مشتریها، دور خودشون جمع کنن.
پیشنهاد من به دوستان وبلاگ نویس:
1- از آنجایی که این افراد قصد شلوغبازی و جمع کردن مردم به دور خودشون هستن، بهتره نظرات این افراد تایید نشه تا اسم و وبلاگهاشون، بین دوستانمون پخش نشه و از اشاعۀ اینچنین مطالبی جلوگیری بشه.
2- دادن پاسخهای علمی و مستند در این برهه از زمان بسیار ضروریه، دوستانی که میتونن به این شبهات پاسخهای مستدل و علمی ارائه بدن، بهتره بدون ذکر وبلاگ معاند، مطالب خودشون رو ترویج بدن.
بیایید سعی کنیم تا در هدف این دشمنان دین، سهیم نباشیم.
هدف آنها جز غوغاسالاری و ترویج شبهات و مطرح کردن خودشان نیست.
بیایید آگاهانه و آیندهنگرانه به اینچنین مسائلی نگاه کنیم.
نظر شما چیه؟
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
