
«بسم الله الرحمن الرحيم»
نشسته بودم پشت سیستم و داشتم به کارای همیشگیم تو اینترنت میرسیدم!
یهدفعه یه پنجرۀ پیام (PM) باز شد و چند تا BUZZ پشت سر هم توجهم رو به خودش جلب کرد! با خودم فکر کردم، ارزشهای انسانی و اسلامی! چقدر تو برخوردهای ما در اینترنت جا داره؟!
سلام به همۀ همراهان صفحات انتظار...
این هفته میخوام در مورد نتیجۀ دو تا حدیث صحبت کنم! (البته این بحث شاید فقط به درد اونهایی بخوره که زیاد از اینترنت و مسنجر و چت استفاده میکنن.) ولی خب مسلماً مبتلا به...
1- حدیثی که در اون سفارش شده به آنچه که علم داریم و میدونیم، عمل کنیم....
«من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم يعلم» (1)
2- و دوم حدیثی که توش از تجسّس کردن نهی شده...
عمر بن خطاب در مدينه شبگردى مىكرد . صداى آواز خواندن مردى را از خانهاى شنيد. از ديوار خانه بالا رفت و گفت: اى دشمن خدا؛ خيال كردهاى كه خداوند براى تو گنهكار پردهپوشى مىكند؟!
آن مرد گفت: اى اميرمؤمنان! تو هم درباره من تند نرو. اگر من يك گناه كردم تو سه گناه مرتكب شدى:
خداوند فرموده است: «تجسّس نكنيد» و تو تجسّس كردى.
و فرموده است : «و از درها وارد خانهها شويد» و تو از ديوار بالا آمدى و بدون اجازه بر من وارد شدى.
در حالى كه خداوند متعال فرمودهاست: «وارد خانههاى جز خود نشويد، مگر آنكه اجازه بگيريد و بر اهل آنها سلام كنيد»
عمر گفت: اگر تو را ببخشم دست از اين كارها بر مىدارى؟ گفت : آرى. عمر او را بخشيد و از منزلش بيرون رفت و رهايش كرد. (2)

برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی اینجا کیلیک کنید
«من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم يعلم» (1)
هرکس به آنچه میداند عمل كند، خدا آنچه را كه علمش را ندارد، به او میدهد.
یعنی به اونچه که میدونیم باید عمل کنیم، تا خدا اون چیزهایی که بهشون علم نداریم رو بهمون عطا کنه!
لابد میپرسید این حرفا، چه ربطی به احادیث بالا داره!؟
در دنیای امروز ما، یه سری کارها هست که در عرف همۀ اجتماعهای انسانی زشت و ناپسنده است. چه برسه به اجتماع اسلامی، که به کوچیکترین زوایای زندگی بشر هم توجه کرده.
حتماً براتون پیش اومده که تو خونهتون نشستید و یهدفعه زنگ در خونه به صدا درمیاد، ولی وقتی میرید، میبینید کسی نیست! در واقع مردمآزاری بوده که در زده و فرار کرده!! یا دیدید کسی رو که از پنجرۀ مردم آویزون شده و میخواد ببینه تو خونۀ مردم چه خبره؟!
یا مزاحمهای تلفنی که زنگ میزنن و خودشون رو معرفی نمیکنن! حالا انواع و اقسام داره! یا فوت میکنن! یا فقط آلودگی صوتی ناشی از صدای تلفن ایجاد میکنن! یا شاید حتی یه سری حرفا بزنن که بعضاً ممکنه باعث پاشیده شدن محیط گرم یه خونواده هم بشه! و خیلــــــی از این چیزا، که همهمون خوب میدونیم و نیاز به توضیح نداره.....
ولی در محیط اینترنت و مسنجر چطور؟!
تو این محیط هم مثل همۀ محیطهای اجتماعی دیگه، هستن افراد مزاحمی که به هیچ صراطی مستقیم نیستن و حتی اینجا هم دست از کارهای زشت خودشون برنمیدارن! خب ما که با این گروه کاری نداریم! ما با خودمون کار داریم!!
البته دور از حضور شما! (که مطمئناً خوانندههای اینجا، همچین آدمایی نیستن)!
ما و شما مسماً هیچوقت راه نمیافتیم بریم زنگ در خونههای مردم رو بزنیم و فرار کنیم! هرگز به فکر مزاحمت تلفنی هم نمیافتیم! ولی تا حالا پیش اومده کنجکاو شده باشید و بخواید بفهمید اعضای ادد لیست محترمتون، واقعاً نیستن و چراغشون خاموشه!؟ یا مسنجرشون بالاست و چراغشون خاموش؟! (همون Invisible خودمون)
یا خداااااای نکرده! برید تو سایتهای کشف آیدیهای اینویزیبل و بخواید سر از کار مردم دربیارید؟!
یا تا حالا پیش اومده، برای سرگرمی هم که شده، به کسی پیام بدید و جوابشو ندید؟! یا هر چی بپرسه شما؟ خودتون رو بهش معرفی نکنید و کفر طرف رو در بیارید!!؟
(بازم دور از حضور شما!) میخوام بگم اگه خدای نکرده تا حالا اهل این کارها بودین، از امروز، حدیث بالا رو سرلوحۀ کارتون قرار بدید و دست از این کارها بردارید!!
همونطوری که در محیط زندگی در زدن و مزاحم شدن و سرک کشیدن تو خونۀ مردم کار درستی نیست، در اینترنت و مسنجر هم این کارها اصلاً کار خوبی نیست!
ما اجازه نداریم وقتی وارد محیط مجازی میشیم، همۀ بایدها و نبایدها رو فراموش کنیم و هر کاری دلمون خواست انجام بدیم! (حتی با ساختن کلاه شرعی!)
مثلاً وقتی کسی تو مسنجر چراغش خاموشه، وظیفۀ ما تجسس نیست تا بفهمیم اون طرف واقعاً هست یا نه؟! اگه میخواست بدونیم، خب خودش چراغشو روشن میکرد!! مخصوصاً الان که سایتهای شناسایی آیدیهای خاموش، عکس آیدی اون فرد رو هم بعضاً نشون میده! و وای اگه اون آیدی خاموش مال یه نامحرم باشه...!! (اینا همش میتونه مصداق تجسّس در اینترنت باشه)
یا جدیداً مُد شده، خیلیا با پروفایل سندتوآل میزنن یا پیام میدن ولی هر چی میپرسی شما؟ خودشون رو معرفی نمیکنن و اصلاً جواب نمیدن! (شاید خیلی هم آدمهای معتقدی باشن و دیندار ولی متاسفانه فکر میکنن محیط مجازی، همۀ حصارها برداشته میشه و هر کاری میشه انجام داد!)
شاید اصلاً فکر نکنیم وقتی سندتوآل بیاسم میزنیم، یا پیام میدیم و خودمون رو معرفی نمیکنیم، چه عواقبی ممکنه برای اون فرد پیش بیاریم!؟
ممکنه یکی از اعضای خانوادۀ اون فرد، پیام ناشناس رو ببینن و با خودشون هزار تا فکر کنن! و ممکنه به همین راحتی! هزار تا مشکل برای اون خانواده پیش بیاد! حتی اگه این مسائل هم پیش نیاد، چقدر ذهن و فکر اون فرد، درگیر پیام ناشناس میشه و اینم یه نوع مردمآزاری و سلب آسایش از مردمه! و مسلماً پسندیده نیست.
شاید با این توصیفات، حالا ارزش اینو داشته باشه که روی احادیث مربوطه فکر کنیم و یه کم در مورد کارهامون دقیقتر فکر کنیم و سعی کنیم به اونچه که علم داریم عمل کنیم....!!
ببخشید یه کم طولانی شد!
منابع: (1): میزان الحکمة، باب تجسّس؛ (2): بحار، ج78، ص189
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم الله الرحمن الرحيم»
روزی حضرت عیسی (علیهالسلام) با اصحاب خودشان از قبرستانی در حال گذر بودند. اصحاب از حضرت خواستند که مردهای را زنده کند تا از احوال آن دنیا از او سؤالاتی بپرسند.
یاران گشتند و یک قبر کهنه و فرسوده و قدیمی رو پیدا کردند. پس از دست به دعا شدن حضرت عیسی و زنده شدن صاحب قبر، اصحاب از وی اسم و رسمش رو پرسیدند. بعد گفتند: چند وقت است که مردهای؟
مُردۀ زنده شده پاسخ داد: تازۀ تازه! وقت زیادی نگذشته است!
اصحاب متعجب شده بودند. آخر آن قبر کهنه و فرسوده محال بود، برای زمان نزدیکی باشد.
پس از پرسوجو از احوال و زمانۀ آن مَرد، متوجه شدند چهارصد سال گذشته مُرده است!
از او پرسیدند: این مدت چه میکردی که متوجّه گذر زمان نشدی؟
گفت من مردی باربَر بودم و برای مردم حمّالی میکردم. حقوق مردم را رعایت مینمودم، سعی من بر امانتداری بود. به کسی خیانت نمیکردم، راستگو بودم و شبها را نیز به عبادت خدا مشغول میشدم...
روزی بوتۀ خاری را باید برای شخصی حمل میکردم و از منطقهای به منطقۀ دیگر میبردم.
در گرمای ظهر بود که برای صرف غذا در مکانی استراحت گزیدم. بعد از خوردن، تیکهای از غذا بین دندانم مانده بود که یکی از خارهای آن بوتۀ خار را که حمل میکردم، با دست کَندم و با آن دندان خود را تمیز نمودم...
حال از وقتی مُردهام، حساب آن خاری را که برای تمیز کردن دندانم، کنده بودم، پس میدهم.....
(سخنرانی اقای طباطبایی)

برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی اینجا کیلیک کنید.
صبح بى تو رنگ بعد از ظهر يك آدينه دارد
بى تو حتى مهـــربانى حالتى از كـــينه دارد
بى تو مىگويند تعطـيل است كار عشقبازى
عشـق اما كِى خبر از شــنبه و آديـــنه دارد
جغد بر ويـــرانه مىخواند به انــكار تو اما
خاك اين ويرانهها بويى از آن گنـجينه دارد
خواستم از رنــــجش دورى بگويم يادم آمد
عشــــق با آزار خويشاوندى ديــــرينه دارد
در هواى عاشقان پر مىكشد با بىقــــرارى
آن كبوتر چاهى زخــمى كه او در سينه دارد
ناگهان قفــــل بزرگ تيـرگى را مىگشــــايد
آنكه در دستش كلـــــــيد شهر پر آيينه دارد
(تنفس صبح صفحه 46 - قيصر امين پور)
آقای من... برایمان دعا کن.....
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج و العافية و النصر
«بسم الله الرحمن الرحیم»
بازم سر دو راهی گیر کردیم! دو راهی اومدن عیــــدِ رمضون و رفتن مــــاه رمضون!
نمیدونیم باید عید بگیریم و شاد باشیم!؟ یا دلتنگ ماه رمضون باشیم و محزون رفتنش! بلاتکلیفی عجیبیه!
از طرفی با تمام وجود دلت میخواد، مزد بندگی و اطاعتت رو بگیری! ولی از طرف دیگه، دلکندن ازش خیلی سخته....
اما به هر حال باید گذر کرد.....
شبیه فرصتها، که عین ابر میگذرن، خود ما هم عین ابر، درحال گذریم.....!
پس باید بگذریم!
باید برسیم به خودمون!
آخه عید یعنی بازگشت!
باید بگذریم و برسیم به خودمون! به فطرتمون... (آخه عید فطره!)
چقدر دلم برای قنوتهاش تنگ شده بود!

برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی اینجا کیلیک کنید
اللهم اهل الکبریاء والعظمة و اهل الجود و الجبروت
ای خدایی که عظمت و کبریایی مخصوص توست؛
و جود و بخشش و جلال و جبروت به تو اختصاص دارد؛
واهل العفو والرحمة و اهل التقوی والمغفرة
و اهل گذشت و رحمت؛ و اهل پرهیزگاری و آمرزش...
اسئلک بحق هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا
از تو میخواهم، به حق این روز که آن را برای مسلمانان عید قرار دادی؛
ولمحمد صلی الله علیه و آله، ذخرا و شرفا و کرامتا ومزیدا
و برای محمد (صلی الله و آله) ذخیره و شرف و زیادت مقام گردانیدی
ان تصلی علی محمد و آل محمد
که رحمت و درود فرستی بر محمد و آل محمد
و ان تدخلنی فی کل خیرادخلت فیه محمد و آل محمد
و مرا هم در هر سعادت و خیری که محمد و آل محمد را داخل کردی، داخل گردانی...
و ان تخرجنی من کل سوء اخرجت منه محمد و آل محمد
و از هر بدی که محمد و آل محمد را خارج ساختی، مرا نیز خارج کنی
صلواتک علیه و علهیم
درودهای تو بر او و بر آنان
اللهم انی اسئلک خیر ما سئلک منه عبادک الصالحون
بارالها؛ من از تو میخواهم بهتر از آنچه، بندگان شایستهات از تو خواستهاند!
و اعوذبک مما استعاذ منه عبادک المخلصون
و پناه میبرم به تو، از آنچه بندگان شایستهات به توپناه آوردند.
التماس دعا
به امید ظهور
اللهم عجل لولیک الفرج
«بسم الله الرحمن الرحیم»
پيامبر (ص) فرمودهاند: چون شب عيد فطر فرا مىرسد، آن شب را شب جايزه مىنامند!
بامداد عيد فطر، خداوند فرشتگان را به همه سرزمينها مىفرستد.
آنان به زمين فرود مىآيند و بر دهانۀ كوچهها و راهها مىايستند و با صدايى كه آن را، همه آفريدههاى خدا جز جن و آدميان مىشنوند، مىگويند:
اى امت محمد! براى نماز گزاردن به پيشگاه خداوند كريم برويد كه از گناهان بزرگ عفو مىكند و پاداشهاى گران عنايت مىفرمايد و چون در محل نماز عيد حاضر مىشوند، خداوند متعال به فرشتگان مىفرمايد: اى فرشتگان من! مزد كارگر چون كار خود را انجام مىدهد چگونه است؟ آنان عرضه مىدارند:
پروردگارا! بايد مزدش كامل پرداخت شود.
خداوند مىفرمايد: شما را گواه مىگيرم كه من پاداش روزۀ رمضان و نمازشان را خشنودى و آمرزش خود از ايشان قرار دادم.
و خداوند خطاب به بندگان خويش مىفرمايد:
اى بندگان من!
هر چه مىخواهيد از من بخواهيد كه سوگند به عزت و جلال خودم كه امروز در اين اجتماع خويش، هر چه براى دنيا و آخرت خود بخواهيد عطا مىكنم و سوگند به عزت خودم تا آنگاه كه مراقب باشيد، اسرار شما را پوشيده مىدارم و شما را در پناه مىگيرم و رسوا نمىكنم.
باز گرديد كه آمرزيده شديد.
همانا مرا خشنود كرديد و من از شما خشنود شدم.
فرشتگان شاد مىشوند و از اينكه خداوند در روز عيد فطر، چنين نعمتها به بندگان خود در اين امت ارزانى فرموده است چهرهشان رخشان مىگردد و مژده مىدهند.
روضة الواعظين-ترجمه مهدوى دامغانى، ص: 555
برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی اینجا کیلیک کنید.
آقاجونم سلام؛ مولای مهربونم سلام؛
گل نرگسم، از آخرین جمعۀ ماه مبارک رمضان صداتون میکنیم!
رمضونی که عین سالهای گذشته، پشت سر گذاشتیمش.
با همۀ گشنگی و تشنگیهاش!
با گرمای تابستون و 16 ساعت تحمل و استقامت!
با همۀ شبای قدر، و قدر دونستنهاش!
با قرآن خوندن و قرآن سر گرفتنهاش!
با سحر و افطاریهاش.......
آه.......
یه سال دیگه هم گذشت، نمیدونم چقدر تونستیم تو نامۀ عمل امسالمون، چیزای خوب ثبت بکنیم؟!
چقدر تونستیم گناههای ثبتشده رو محو کنیم؟!
چقدر تونستیم برای ظهور دعا کنیم؟؟!
چقدر تونستیم موانع ظهور رو از پیش پای تاریخ برداریم؟!
چقدر تونستیم دل شما رو به دست بیاریم؟؟؟
بهار دلم....
سالها میگذره و ما همچنان منتظر بهاریم. بهاری که خزونی پشت سرش نباشه! بهاری که رحمت خدا بر بندههاش به نهایت میرسه.
بهاری که توش دیگه هیچکس اثری از ظلم و ستم و فقر نبینه...
بهاری که «القدس لنا» تعبیر شده باشه!
بهاری که عصرحضورمون، تبدیل شده باشه به عصر ظهور.....
به امید اون روز....
العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان
تو این روزای باقی مونده التماس دعا
اللهم عجل لولیک الفرج
