تبليغاتX
صفحات انتظار در فراق گل نرگس

ويژگي اهل دنيا در حديث معراج:             1-زياد مي خوابند            2-زياد مي خندند            3-زياد مي خورند            4-زياد خشمگين ميشوند            5-کمتر راضي ميشوند            6-از کساني که نسبت به انها اسائه ادب کرده اند عذر خواهي نمي کنند            7-اگر کسي از انها عذر خواهي نمود عذر او را نمي پذيرند            8-هنگام اطاعت کسل و بي نشاط اند            9-هنگام معصيت شجاع و جسورند            10-ارزوهاي طول و دراز دارند در حاليکه مدت عمر انها کوتاه و اجل انها نزديک است            11-محاسبه نفس ندارند            12-کمتر فکر ميکنند            13-زياد سخن مي گويند            14-کمتر مي ترسند            15-هنگام غذا بيش از حد شادمان ميشوند            16-در نعمتها اهل شکر نيستند            17-در بلاها صبر نمي کنند            18-خوبيهاي زياد مردم را با ديد حقارت مي نگرند            19-حتي نسبت به کارهايي که انجام نداده اند ادعا دارند            20-انچه را که ندارندد ادعا ميکنند            21-دائم از بديهاي مردم سخن ميگويند                 ....::::دعاي حضرت فاطمه زهرا در تعقيب نماز عشا::::.....             ...:::بارالها رحم کن زمين خوردنم را هنگام مرگ            وفراق دوستان و تنهايي ام را هنگام جاي گرفتن در قبر             وغربتم را در روز قيامت             ونيازم را در ان هنگام که براي حسابرسي در پيشگاهت قرار مي گيرم::::..
یکشنبه 30 بهمن1384
روز بیست و یکم و حدیث بیست و یکم
بهترين ياران


«إِنّى لا أَعْلَمُ أَصْحابًا أَوْلى وَ لا خَيْرًا مِنْ أَصْحابى وَ لا أَهْلَ بَيْت أَبَرُّ وَ لا أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَيْتى فَجزاكُمُ اللّهُ

جميعًا خَيْرًا.»:


در شب عاشورا فرمود: من اصحاب و يارانى را بهتر از ياران خود نديدهام و اهل بيت و خاندانى بهتر و

باوفاتر از اهل بيت خود سراغ ندارم، خداوند به همه شما جزاى خير دهد.

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

+ نگاشته شده در 23:45 توسط عبد عاصی.
یکشنبه 30 بهمن1384
روز بیستم و حدیث بیستم
 

خشنودى خالق، ملاك رستگارى


«لا أَفْلَحَ قَوْمٌ إِشْتَرَوْا مَرْضاتِ الَْمخْلُوقِ بِسَخَطِ الْخالِقِ.»:


رستگار مباد مردمى كه خشنودى مخلوق را در مقابل غضب خالق خريدند.

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

+ نگاشته شده در 0:15 توسط عبد عاصی.
شنبه 29 بهمن1384
روز نوزدهم و حدیث نوزدهم
 

قيام در مقابل ظالم


«أَيُّهَا النّاسُ إِنَّ رَسُولَ اللّهِ(صلى الله عليه وآله وسلم) قالَ: مَنْ رَأى سُلْطانًا جائِرًا مُسْتَحِلاًّ لِحُرَمِ اللّهِ ناكِثًا

لِعَهْدِاللهِ مُخالِفًا لِسُنَّةِ رَسُولِ اللّهِ يَعْمَلُ فى عِبادِ اللّهِ بِالاِْثْمِ وَ الْعُدْوانِ فَلَمْ يُغَيِّرْ عَلَيْهِ بِفِعْل وَ لا قَوْل كانَ حَقًّا

عَلَى اللّهِ أَنْ يُدْخِلَهُ مُدْخَلَهُ.»:


هان اى مردم! پيامبر خدا فرموده است: كسى كه زمامدارى ستمگر را ببيند كه حرام خدا را حلال

مىسازد و عهدش را مىشكند و با سنّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)مخالفت مىورزد و در ميان

بندگان خدا بر اساس گناه و تجاوز عمل مىكند، ولى در مقابل او با عمل يا گفتار، اظهار مخالفت ننمايد،

بر خداوند است كه او را با همان ظالم در جهنّم اندازد.

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

+ نگاشته شده در 0:10 توسط عبد عاصی.
جمعه 28 بهمن1384
حدیث هجدهم و روز هجدهم
 

اهل بيت شايستگان حكومت


«أَيـُّهَا النّاسُ فَإِنَّكُمْ إِنْ تَتَّقُوا اللّهَ وَ تَعْرِفُوا الْحَقَّ لاَِهْلِهِ يَكُنْ أَرْضى لِلّهِ وَ نَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّد(صلى الله عليه

وآله وسلم) أَوْلى بِوِلايَةِ هذَا الاَْمرِ مِنْ هؤُلاءِ المُدَّعينَ ما لَيْسَ لَهُمْ وَ السّائِرينَ بِالْجَوْرِ وَ العُدْوانِ.»


اى مردم! اگر شما از خدا بترسيد و حقّ را براى اهلش بشناسيد، اين كار بهتر موجب خشنودى خداوند

خواهد بود و ما اهل بيت پيامبر، به ولايت و رهبرى، از اين مدّعيان نالايق و عاملان جور و تجاوز،

شايسته تريم.

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم


+ نگاشته شده در 0:7 توسط عبد عاصی.
پنجشنبه 27 بهمن1384
روز هفدهم و حدیث هفدهم
 

امام كيست؟


«فَلَعَمْرى مَا الاِْمامُ إِلاَّ الْعامِلُ بِالْكِتابِ والاْخِذُ بِالْقِسْطِ وَ الدّائِنُ بِالْحَقِّ وَ الْحابِسُ نَفْسَهُ عَلى ذاتِ اللّهِ.»:


به جان خودم سوگند، امام و پيشوا نيست، مگر كسى كه به قرآن عمل كند و راه قسط و عدل را در پيش

گيرد و تابع حقّ باشد و خود را در راه رضاى خدا وقف سازد.

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

+ نگاشته شده در 0:3 توسط عبد عاصی.
چهارشنبه 26 بهمن1384
روز شانزدهم و حدیث شانزدهم
 

ما اهل بيت شايسته حكومتيم


«إِنّا أَحَقُّ بِذلِكَ الْحَقِّ المُسْتَحَقِّ عَلَيْنا مِمَّنْ تَوَلاّهُ.»:


ما اهل بيت به حكومت و زمامدارى ـ نسبت به كسانى كه آن را تصرّف كردهاند ـ سزاوارتريم.

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

+ نگاشته شده در 0:55 توسط عبد عاصی.
سه شنبه 25 بهمن1384
روز پانزدهم و حدیث پانزدهم
 

فلسفه قيام


«إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَ لا بَطَرًا وَ لا مُفْسِدًا وَ لا ظالِمًا وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى(صلى الله

عليه وآله وسلم) أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْروفِ وَ أَنْهى عَنِ المُنْكَرِ وَ أَسيرَ بِسيرَةِ جَدّى وَ أَبى عَلِىِّ بْنِ أَبيطالب.»:


من از روى خودخواهى و خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم، بلكه قيام من براى اصلاح

در امّت جدّم میباشد، میخواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيره و روش جدّم و پدرم على

بن ابيطالب عمل كنم.

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

 

+ نگاشته شده در 0:46 توسط عبد عاصی.
دوشنبه 24 بهمن1384
روز چهاردهم و حدیث چهاردهم
 

احترام به ذریّه زهرا(عليه السلام)


«وَ اللّهِ لا أَعْطِى الدَّنِيَّةَ مِنْ نَفْسى أَبَدًا وَ لَتَلْقِيَنَّ فاطِمَةُ أَباها شاكِيَةً ما لَقِيَتْ ذُرِّيَّتُها أُمَّتَهُ وَ لا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ

أَحَدٌ أَذاها فى ذُرّيَّتِها.»:


به خدا قسم من هرگز زير بار پستى و ذلّت نخواهم رفت و در روز قيامت، فاطمه زهرا پدرش را ملاقات

خواهد كرد، در حالى كه از آزارى كه فرزندانش از امّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) ديده اند به پدر

خويش شكايت خواهد برد و كسى كه ذرّيّه فاطمه را آزار دهد داخل بهشت نخواهد شد.

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم


 

+ نگاشته شده در 0:59 توسط عبد عاصی.
یکشنبه 23 بهمن1384
روز سیزدهم و حدیث سیزدهم
 

نتيجه پيروى از گناهكار


«مَنْ حَاوَلَ امْرَأً بِمَعْصِيَةِ اللّهِ كانَ أَفْوَتَ لِما يَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِما يَحْذَرُ.»:


كسى كه با نافرمانی خدا گِرد كسى گردد، آنچه را اميد دارد از دست رفتنی تر است و از آنچه برحذر

است زودتر دچارش گردد.

+ نگاشته شده در 0:0 توسط عبد عاصی.
شنبه 22 بهمن1384
روز دوازدهم و حدیث دوازدهم
 

بخل ورزى در سلام


«أَلْبَخيلُ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ.»:

بخيل كسى است كه به سلام كردن بخل ورزد.

+ نگاشته شده در 10:0 توسط عبد عاصی.
پنجشنبه 20 بهمن1384
روز یازدهم و حدیث یازدهم
 

نشانه هاى مؤمن


«إِنَّ الْمُؤْمِنَ اتَّخَذَ اللّهَ عِصْمَتَهُ وَ قَوْلَهُ مِرْآتَهُ، فَمَرَّةً يَنْظُرُ فى نَعْتِ الْمُؤمنينَ وَ تارَةً يَنْظُرُ فى وَصْفِ المُتَجَبِّرينَ،

فَهُو مِنْهُ فى لَطائِفَ وَ مِنْ نَفْسِهِ فى تَعارُف وَ مِنْ فِطْنَتِهِ فى يَقين وَ مِنْ قُدْسِهِ عَلى تَمْكين.»:


به راستى كه مؤمن خدا را نگهدار خود گرفته و گفتارش را آيينه خود، يك بار در وصف مؤمنان مینگرد و بار

ديگر در وصف زورگويان، او از اين جهت نكته سنج و دقيق است و اندازه و قدر خود را میشناسد و از هوش

خود به مقام يقين میرسد و به پاكى خود استوار است.

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم


 

+ نگاشته شده در 0:36 توسط عبد عاصی.
چهارشنبه 19 بهمن1384
روز دهم و حدیث دهم( عاشورا.....)

اللهم اجعل محیای محیا محمد و ال محمد و مماتی  ممات محمد و ال محمد و عجل فرجهم


یا سیدتنا رقیه........

تاسوعا....................

عاشورا...................

صدای العطش دردانه های دشت کربلا را می شنوید؟!.........

یا ابوالفضل العباس........

حسین بی یاور شده...... نگذارید پسرش مهدی هم بی یاور بماند.....

التماس دعاااااااااااااااااااا

 

نشانه هاى مقبول و نامقبول انسانها


«مِنْ دَلائِلِ عَلاماتِ الْقَبُولِ: أَلْجُلُوسُ إِلى أَهْلِ العُقُولِ. وَ مِنْ عَلاماتِ أَسْبابِ الْجَهْلِ أَلْمُماراةُ لِغَيْرِ أَهْلِ الْكُفْرِ.

 وَ مِنْ دَلائِلِ الْعالِمِ إِنْتِقادُهُ لِحَديثِهِ وَ عِلْمُهُ بِحَقائِقِ فُنُونِ النَّظَرِ.»:


از دلائل نشانه هاى قبول، همنشينى با خردمندان است.


و از نشانه هاى موجبات نادانى، مجادله با مسلمانان.


و از نشانه هاى دانا اين است كه سخن خود را نقّادى میكند و به حقايق فنونِ نظر، داناست.

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حدیث نهم و روز نهم( تاسوعا)

روى آوردن به ديندار، جوانمرد و اصيل


«لا تَرْفَعْ حاجَتَكَ إِلاّ إِلى أَحَد ثَلاثَة: إِلى ذى دين، أَوْ مُرُوَّة، أَوْ حَسَب.»


جز به يكى از سه نفر حاجت مبر: به ديندار، يا صاحب مروّت، يا كسى كه اصالت خانوادگى داشته باشد.

اللهم صل علی محمدو ال محمد و عجل فرجهم



+ نگاشته شده در 14:18 توسط عبد عاصی.
سه شنبه 18 بهمن1384
روز هشتم و حدیث هشتم
 

پرهيز از ستمكارى


«إِيّاكَ وَ الظُّلْمَ مَنْ لا يَجِدُ عَلَيْكَ ناصِرًا إِلاَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ»


برحذر باشيد از ستم كردن به كسى كه ياورى جز خداوند عزّوجلّ ندارد.

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

+ نگاشته شده در 14:16 توسط عبد عاصی.
دوشنبه 17 بهمن1384
روز هفتم و حدیث هفتم
 

عبادتِ تاجران، عابدان و آزادگان


«إِنَّ قَوْمًا عَبَدُو اللّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ التُّجّارِ وَ إِنَّ قَوْمًا عَبَدُوا اللّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبيدِ، وَ إِنَّ قَومًا عَبَدُوا

اللّهَ شُكْرًا فَتِلْكَ عِبادَةُ الاَْحْرارِ وَ هِىَ أَفْضَلُ الْعِبادَةِ»:


گروهى خدا را از روى ميل و رغبت (به بهشت) عبادت مىكنند كه اين عبادت تاجران است، و گروهى خدا

را از روى ترس (از دوزخ) میپرستند و اين عبادت بندگان است و گروهى خدا را از روى شكر(و شايستگىِ

پرستش) عبادت مىكنند و اين عبادت آزادگان است كه بهترين عبادت است.

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

+ نگاشته شده در 14:13 توسط عبد عاصی.
شنبه 15 بهمن1384
روز ششم و حدیث ششم
 

نعمت ناخوش انجام


«أَلاِْسْتِدْراجُ مِنَ اللّهِ سُبحانَهُ لِعَبْدِهِ أَنْ يُسْبِغَ عَلَيْهِ النِّعَمَ وَ يَسْلُبَهُ الشُّكْرَ.»


غافلگير كردن بنده از جانب خداوند به اين شكل است كه به او نعمت فراوان دهد و توفيق شكرگزارى را از

او بگيرد.

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

+ نگاشته شده در 14:12 توسط عبد عاصی.
شنبه 15 بهمن1384
روز پنجم و حدیث پنجم
 

تباهى دنيا


«إِنَّ هذِهِ الدُّنْيا قد تَغَيَّرَتْ وَ تَنَكَّرَتْ وَ أَدْبَرَ مَعْرُوفُها، فَلَمْ يَبْقَ مِنْها إِلاّ صُبابَةٌ كَصُبابَةِ الاِْناءِ وَ خَسيسُ عَيْش

كَالْمَرْعَى الْوَبيل، أَلا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ الْباطِلَ لا يُتَناهى عَنْهُ، لِيَرْغَبَ الْمُؤْمِنُ فى لِقاءِاللّهِ

مُحِقًّا، فَإِنّى لا أَرَى الْمَوْتَ إِلاّ سَعادَةً وَ لاَ الْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إِلاّ بَرَمًا، إِنَّ النّاسَ عَبيدُ الدُّنيا وَ الدّينُ لَعْقٌ

عَلى أَلْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مادَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَإِذا مُحِّصُوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانُونَ.»


امام حسين(عليه السلام) در هنگام سفر به كربلا فرمود:راستى اين دنيا ديگرگونه و ناشناس شده و

معروفش پشت كرده، و از آن جز نمى كه بر كاسه نشيند و زندگىاى پست، همچون چراگاه تباه، چيزى

باقى نمانده است. آيا نمىبينيد كه به حقّ عمل نمىشود و از باطل نهى نمىگردد؟ در چنين وضعى

 مؤمن به لقاى خدا سزاوار است. و من مرگ را جز سعادت، و زندگى با ظالمان را جز هلاكت نمىبينم. به

 راستى كه مردم بنده دنيا هستند و دين بر سر زبان آنهاست و مادام كه براى معيشت آنها باشد پيرامون

 آناند، و وقتى به بلا آزموده شوند دينداران اندكاند.

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

+ نگاشته شده در 14:10 توسط عبد عاصی.
جمعه 14 بهمن1384
سر فصل سی و چهارم از صفحات انتظار

 

بسم رب المهدی و بسم رب الشهدا

 

هُرم سوزان كوير، بر خستگي كاروانيان نيشتر مي زند و بدن هاي خسته آن ها را مي آزارد. خورشيد غروب دوم محرم، آرام خود را در تنگناي افق جاي مي دهد. كاروان بر سينه تفتيده بيابان توقف مي كند. صدايي مي پرسد: اين جا كجاست؟ پاسخ مي آيد: اين جا كربلاست! آري، حسين (ع) به كربلا مي رسد و دل كوير را در تب و تاب مي اندازد. آسمان نيز، چهره در هم كشيده است. زمين بغض خود را فرو مي خورد. فرات بي صدا اشك مي ريزد و خارها خود را به دست نسيم گرم سرنوشت داده اند.

امام حسين در روز ترويه يعنى هشتم ذى ‏حجه سال 60 قمرى از مكه معظمه به سوى عراق مهاجرت فرمود و پس از چند روز، لشكريان عبيدالله بن زياد به فرماندهى حر بن يزيد رياحى با آن حضرت مواجه شده و مانع حركت آن حضرت به سوى كوفه شدند. گرچه حر بن يزيد، مأموريت داشت با امام حسين برخورد شديد نمايد، وليكن رفتار وى با آن حضرت بر رفق و مدارا بود. به همين جهت‏ حر و لشكريانش در نماز جماعت امام حسين(ع) شركت مى ‏كردند و به خطبه ‏هاى دلنشين وى گوش جان مى‏ سپردند و اين دو سپاه، چند روز بدون هيچ‏گونه مشكلى در كنار هم بودند.

اما عبيدالله بن زياد كه عطش فراوان براى جنگ با اباعبدالله الحسين داشت، نامه ‏اى به حر بن يزيد نوشت و وى را مأمور سخت‏گيرى بر امام حسين (ع) نمود. حر بن يزيد نيز طبق فرمان، راه را بر امام حسين و يارانش مسدود نمود و آنان را به سوى منطقه خشك و بى حاصل به نام كربلا هدايت كرد و در آنجا آنان را در محاصره خويش قرار داد.

روز پنج شنبه دوم ماه محرم  سال 61 هجرى امام حسين عليه السلام در يكى از نواحى نينوا به نام كربلا فرود آمد. قافله امام حسين چون به سرزمين كربلا رسيدند، آن حضرت پرسيد:

اين زمين چه نام دارد؟ عرض كردند: كربلا.

آن حضرت تا نام كربلا را شنيد، فرمود: اللهم اني اعوذ بك من الكرب و البلاء.

فرمود: اين، موضع كرب و بلا و محل محنت و عنا است، فرود آييد كه اينجا منزل و محل خيمه‏ هاى ما است و اين زمين، جاى ريختن خون ما است و در اين مكان قبرهاى ما واقع خواهد شد. جدم رسول خدا مرا به اين امور خبر داد.

 

روز بعد عمر بن سعد بن ابى وقاص زهرى با چهار هزار نفر از كوفه رسيد و در مقابل امام جاى گرفت. عمر بن سعد از قريش و از طايفه بنى زهره بن كلاب و خويش نزديك حضرت آمنه مادر بزرگوار رسول خدا (ص) بود. پدرش سعد بن ابى وقاص از پنج نفرى است كه در آغاز بعثت رسول خدا صلى الله عليه و آله بوسيله آشنايى با ابى ابكر به دين اسلام در آمدند و نام او در تاريخ اسلام و فتوحات اسلامى پر آوازه است.
عمر بن سعد كسى نزد امام عليه السلام فرستاد كه چرا به عراق آمده ايد؟ امام در جواب فرمود: عراقيان خود مرا با نوشتن نامه خوانده اند اكنون اگر از آمدن من كراهت داريد به همان حجاز باز مى گردم. ابن سعد نامه اى به ابن زياد نوشت و آنچه را امام فرموده بود گزارش داد. ابن زياد گفت: اكنون كه چنگال هاى ما به سوى او بند شده است، اميد نجات و بازگشتن به حجاز دارد؟ ديگر گذشت و راهى براى وى باقى نمانده است.
آنگاه به ابن سعد نوشت نامه ات راخواندم آنچه نوشته بودى فهميدم از حسين بن على عليه السلام بخواه كه خود و همه همراهانش با يزيد بيعت كنند و آنگاه كه بيعت به انجام رسيد، ما هرچه خواستيم نظر خواهيم داد. سپس نامه ديگرى از ابن زياد رسيد كه آب را به روى حسين و ياران وى ببند تا قطره اى از آن را ننوشند، و عمر بى درنگ عمرو بن حجاج را به فرماندهى چهار هزار سوار فرستاد كه ميان اباعبدالله و آب فرات حايل شدند و راه آب را بر امام و اصحابش بستند و اين پيش آمد و سه روز پيش از شهادت امام روى داد.

امام عليه السلام از ابن سعد خواست كه با وى ملاقات كند و شبانه در ميان دو سپاه ملاقات كردند و مدتى با هم سخن گفتند. چون عمر بن سعد به اردوگاه خود بازگشت و نامه به ابن زياد نوشت كه خدا آتش جنگ را خاموش كرد و با هم توافق كرديم و امر امت به خير و صلاح برگزار شد، اكنون حسين بن على آماده است كه به حجاز برود و به يكى از مرزهاى اسلامى روانه شود و آنگاه جمله اى را به عنوان دروغ مصلحت آميز براى رام كردن ابن زياد نوشت. با رسيدن اين نامه ابن زياد نرم شد و تحت تاثير پيشنهادهاى ابن سعد قرار گرفت. اما شمر بن ذى الجوشن (لعنت الله عليه) كه حاضر بود گفت: اشتباه مى كنى، اين فرصت را غنيمت شمار و دست از حسين بن على كه اكنون بر وى دست يافته اى بر مدار كه ديگر چنين فرصتى به دست نخواهى آورد. ابن زياد گفت: راست مى گويى، پس خودت رهسپار كربلا باش و اين نامه را به ابن سعد برسان كه حسين و يارانش بدون شرط و تسليم شوند. آنگاه ايشان را به كوفه فرستاده و گرنه با ايشان بجنگد و اگر هم ابن سعد زير بار نرفت و حاضر نشد با حسين بن على بجنگد، تو خود فرمانده سپاه باش و گردن او را بزن و سرش را براى من بفرست.
آنگاه به ابن سعد نوشت: من تو را نفرستادم كه با حسين بن على مدارا كنى و نزد من از وى شفاعت كنى، و راه سلامت و زندگى او را هموار سازى. اكنون ببين اگر خود و يارانش تسليم شدند آنها را نزد من بفرست، و اگر امتناع كردند بر آنها حمله كن تا آنان را بكشى و بدن ها را مثله كنى، اما عهد كرده ام كه او را بكشم و لگد كوب اسب ها كنم. اكنون اگر به آنچه دستور دادم عمل كردي، تو را پاداش مى دهم و اگر به اين كارها تن ندادى از كار ما و سپاه ما بركنار باش و لشكريان را به شمر بن ذى الجوشن واگذار كه به ما وى دستور داده ايم.

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد (ص) و آل محمد.

 

منبع: سايت ايريب نيوز

ویژه نامه عاشورا. براي بازديد اينجا كيليك كنيد:  :::السلام عليك يا اباعبد الله:::

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روز چهارم و حدیث چهارم

اقسام جهاد:


«أَلْجِهادُ عَلى أَرْبَعَةِ أَوْجُه: فَجِهادانِ فَرْضٌ وَ جِهادُ سُنَّةٌ لا يُقامُ إِلاّ مَعَ فَرْض وَ جِهادٌ سُنَّةٌ، فَأَمّا أَحَدُ الْفَرْضَيْنِ

فَجِهادُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ عَنْ مَعاصِى اللّهِ وَ هُوَ مِنْ أَعْظَمِ الْجِهادِ، وَ مُجاهَدَةُ الَّذينَ مِنَ الكُفّارِ فَرْضٌ.

وَ أَمَّا الْجِهادُ الَّذى هُوَ سُنَّةٌ لا يُقامُ إِلاّ مَعَ فَرْض فَإِنَّ مُجاهَدَةَ الْعَدُوِّ فَرْضٌ عَلى جَميعِ الاُْمَّةِ لَوْ تَرَكُوا الْجِهادَ

لاََتاهُمُ الْعَذابُ وَ هُوَ مِنْ عَذابِ الاُْمَّةِ وَ هُوَ سُنَّةٌ عَلَى الاِْمامِ، وَحَدُّهُ أَنْ يَأْتِىَ مَعَ الاُْمَّةِ فَيُجاهِدَهُمْ. وَ أَمَّا

الْجِهادُ الَّذى هُوَ سُنَّةٌ فَكُلُّ سُنَّة أَقامَهُ الرَّجُلُ وَ جاهَدَ فى إِقامَتِها وَ بُلُوغِها وَ إِحْيائِها، فَالْعَمَلُ وَ السَّعْىُ فيها

مِنْ أَفْضَلِ الاَْعْمالِ لاَِنـَّها إِحْياءُ سُنَّة وَ قَدْ قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله عليه وآله وسلم): «مَنْ سَنَّ سُنَّةً

حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُها وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِها إِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنْقُصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَيْئًا.»


جهاد بر چهارگونه است: دوتاى آن فرض، و يكى سنّت كه جز با فرض برپاداشته نشود، و ديگر جهاد سنّت.

امّا آن دوتايى كه فرض است، يكى جهاد شخص با نفس خود در مقابل معصيتهاى الهى است، و آن

 بزرگترين جهاد است، و جهاد با كفّار كه هم مرز با شمايند فرض است.

و امّا جهادى كه سنّت است و جز با فرض برپا نشود، جهاد با دشمن است، و واجب است بر همه امّت، و

اگر جهاد را ترك كنند عذاب بر آنان آيد و اين عذابى است كه از خود امّت است.

و چنين جهادى بر امام سنّت است و حدّ آن اين است كه امام با امّت به سراغ دشمن روند و با آنها جهاد

كنند.

و امّا جهادى كه سنّت مطلق است عبارت از هر سنّتى است كه شخص آن را برپا مىدارد و در برپايى و

اجرا و زنده كردن آن تلاش مىكند.

بنابراين، هر نوع كار و كوشش در اقامه آن از بهترين اعمال خواهد بود، زيرا كه آن زنده نمودنِ سنّت است

 و پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)فرموده است: «هر كه سنّت و روش نيكويى را به وجود آوَرَد

 پاداشش براى او خواهد بود و نيز ثواب هر كه تا روز قيامت بدان عمل كند، بدون آن كه از ثواب آنها هم

چيزى كاسته شود.»

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم


+ نگاشته شده در 0:0 توسط عبد عاصی.
سه شنبه 11 بهمن1384
روز سوم و حدیث سوم

 

بهداشت جسم و خودسازى


«أُوصيكُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ أُحَذِّرَكُمْ أَيّامَهُ... فَبادِرُوا بِصِحَّةِ الاَْجْسامِ فى مُدَّةِ الاَْعْمارِ... فَإِيّاكَ أَنْ تَكُونَ مِمَّنْ يَخافُ

 عَلَى الْعِبادِ مِنْ ذُنُوبِهِمْ وَ يَأْمَنَ العُقُوبَةَ مِنْ ذَنْبِهِ.»:


اى مردم! شما را به تقواى الهى سفارش ميكنم و از (گناه كردن) در ايّامش برحذر ميدارم... در مدّت

عمر به سلامت و تندرستى جسم پيشى گيريد... و از كسانى مباشيد كه بر گناه بندگان بيم دارند و خود

 از عقوبت گناه خويش آسوده خاطراند!

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

+ نگاشته شده در 14:2 توسط عبد عاصی.
سه شنبه 11 بهمن1384
حدیث دوم

 

 اصلاح امّت، نه قدرت طلبى


«أَللّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ ما كانَ مِنّا تَنافُسًا فى سُلْطان وَ لاَ الِْتماسًا مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَ لكِنْ لِنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ

دينِكَ وَ نُظْهِرَ الاِْصْلاحَ فى بِلادِكَ وَ يَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِكَ وَ يُعْمَلَ بِفَرائِضِكَ وَ سُنَنِكَ وَ أَحْكامِكَ.»:


در باره فلسفه قيامش فرمود :بار خدايا! تو مىدانى كه آنچه از ما اظهار شده براى رقابت در قدرت و

دستيابى به كالاى دنيا نيست; بلكه هدف ما اين است كه نشانه هاى دينت را به جاى خود برگردانيم و

بلادت را اصلاح نماييم تا ستمديدگان از بندگانت امنيّت يابند و به واجبات و سنّتها و دستورهاى دينت

عمل شود.

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

+ نگاشته شده در 14:0 توسط عبد عاصی.
سه شنبه 11 بهمن1384
حدیث اول
 

تا چهل روز انشاالله، هر روز یک حدیث از امام حسین علیه السلام روایت خواهد شد.

حدیث اول:

پند امام به عالمان:


«أَيَّتُهَا الْعِصابَةُ بِالْعِلْمِ مَشْهُورَةٌ وَ بِالْخَيْرِ مَذْكُورَةٌ وَ بِالنَّصيحَةِ مَعْرُوفَةٌ وَ باللّهِ فى أَنـْفُسِ النّاسِ مَهابَةٌ، يُهابِكُمُ

 الشَّريفُ، وَ يُكْرِمُكُمُ الضَّعيفُ وَ يُؤْثِرُكُمْ مَنْ لافَضْلَ لَكُمْ عَلَيْهِ وَ لا يَدٌ لَكُمْ عِنْدَهُ، تَشْفَعُونَ فِىالْحَوائِجِ إِذَا

امْتُنِعَتْ مِنْ طُلاّبِها، وَ تَمْشُونَ فِى الطَّريقِ بِهَيْبَةِ الْمُلُوكِ وَ كَرامَهِ الاَْكابِرِ... فَأَمّا حَقُّ الضُّعَفاءِ فَضَيَّعْتُمْ وَ أَمّا

 حَقُّكُمْ بِزَعْمِكُمْ فَطَلَبْتُمْ أَنْتُم تَتَمَنَّوْنَ عَلَى اللّهِ جَنَّتَهُ وَ مُجاوَرَةَ رَسُلِهِ وَ أَمانًا مِنْ عَذابِهِ؟!


حضرت ابى عبداللّه الحسين(عليه السلام) خطاب به عالمان بیعمل و تاركان امر به معروف و نهى از منكر

 فرموده اند:اى گروه نيرومندى كه به دانش مشهور و به نيكى مذكور و به خيرخواهى معروف و با نام خدا و

 مذهب در نفوس مردم، با مهابت جلوه گريد! شريف از شما حساب میبرد! و ضعيف شما را گرامى

 مىدارد، و كسانى كه بر آنها برترى و حقّى نداريد، شما را بر خود ترجيح مىدهند، شما وسيله حوائجى

 هستيد كه بر خواستارانش ممتنع است، و به هيبت پادشاهان و كرامت بزرگان در راه گام برمیدارید ...!و

 امّا حق ضعيفان را ضايع كرديد! و حقّ خود را كه به گمانتان شايسته آنيد طلب نموديد...! و با اين حال

 آرزوى بهشت الهى را داريد و همجوارى پيامبران و امان از عذابش را در سر میپرورانید؟!

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

+ نگاشته شده در 13:55 توسط عبد عاصی.
سه شنبه 11 بهمن1384

الســـــــــــــــــلام عليك يا ابا عبدالله الحـــسيـــــــــــــــــــــــن

يا ابا عبدالله الحسيـــــــــــــن

الســـــــــــــــــلام عليك يا بن رســــــــول الله

يا ابوالفضل العباس

الســـــــــــــــــلام عليك يابن فاطمة سيدة نساء العالمين

السلام عليك يا يا ابا عبدالله الحسين

اللهم اجعل محياي محيا محمد و ال محمد و مماتي ممات محمد و ال محمد

براي ديدن كيليپ زيارت عاشورا اينجا كيليك كنيد

اللهم عجل لوليك الفرج

+ نگاشته شده در 2:57 توسط عبد عاصی.
جمعه 7 بهمن1384
سر فصل سی و سوم از صفحات انتظار

 

بسم رب المهدی

 

ای گل نرگس....

سالهای درازی است در انتظار امدنت به انتظار نشسته ام.

سالهاست به دلم می گویم به همين زودیها میایی و راه زیادی تا پایان راه انتظار نمانده است...

 

مهدی جان....... اقای من.........

به خودم قول دادم که اینقدر بزرگوار و بخشنده ای که مرا به خاطر تمام کوتاهی ها و بی توجهی هایم می بخشی.

به خودم قبولاندم با وجود تمام بدیهایم وقتی بیایی سر بر دامان محبتت می نهم و بغض تمام این سالهای دوری را به یک جا می گشایم.

روز به روز بیشتر از دیروزم در حسرت امدنت می سوزم. لحظه به لحظه تنگي و فشار دنيا و دنياييانش را بر گستره ناوجودم بيشتر احساس ميكنم.
بيشتر به ادينه هايم اميدمي بندم. با خود ميگويم: شايد همين ادينه بيايي. هر چه نزديكتر ميشوم، ميگويم حتما در همين نزديكي ميايي. صبح ادينه كه ميشود قرار و انتظارم به اخر ميرسد. وقتي فريادهاي سكوت فروخورده مظلومان را مي شنوم  با خود ميگويم ، با خود مي گويم... ، امروز ديگر ميايي............

 

اما افسوس..... افسوس كه هر بار صبح شد، ظهر شد، نه... غروب هم شد......... ولي باز هم ديده ام ان طرفتر از افق راه به جايي نبرد......

 

اي گل نرگس......
مي خواهم فقط براي تو باشم. مي خواهم تنها ارزوي تو را داشته باشم و ديگر هيچ. مي خواهم كنيز كنيزانت باشم و هبچ بني بشر ديگري را نشناسم. مي خواهم فقط تو را فرياد بزنم. مي خواهم از خدا فقط تو را داشته باشم، كه با وجود تو نداشتن بي معني است.
مي خواهم مرا هم با خود ببري كه ديگر در اين تنگنا، جايي براي خود نمي بينم.

 

اصلا نمي دانم چه شد كه مرا خيره در روي ماهت كردي و ديگر به سراغم نيامدي.....

اگر نمي خواستي مرا به كنيزيت بپذيري، پس چرا به سراغم امدي؟ چرا در اوج كودكي و افكار كوتاهم ، در عالم بازي و شيطنت و بي غم بودنها، مرا اواره سر گشته كويت كردي؟ چرا مرا با خود نبردي؟؟؟؟

 

ايا به اين اميد مرا به حال خود در اين برهوت تنهايي واگذاشتي، تا در جستجويت بزرگ و آب ديده شوم؟ تا عاشق و شيدا شوم؟ تا دلباخته اي هوشيار باشم؟ تا در راه رسيدن به تو، خود قدم بردارم؟

چه چيز را مي خواستي ثابتم كني؟

 

مي خواستي بگويي تا اروزي با تو بودن فرسنگ ها فاصله دارم؟ مي خواستي به من بفهماني كه هيچ نيستم؟ مي خواستي بگويي لياقت خاك پايت را ندارم؟ مي خواستي به من بشناساني كه بدتر از من سراغ نداري؟ مي خواستي وجود الوده و گنهكارم را به من بگويي؟ مي خواستي آبروي نداشته ام را برايم فاش كني؟

 

مي خواستي عاشقانت را به رُخم بكشي؟ مي خواستي ثابتم كني كه لياقت عاشقي ات را ندارم؟؟؟ من كه خود در حسرت عاشقي ات مي سوختم...... مي خواستي بگويي كنيزانت، كنيز عاصي و نافرمان نمي خواهند؟ مي خواستي نداشته هايم رابر سرم بكوبي؟ من كه خود معترف كوتاهي هايم بودم.......

 

مي خواستي بگويي در برابر نفسم مطيعم و در راهت سست عقيده؟ چرا آبروي داشته و نداشته ام را برايم بردي؟ من كه مي دانستم هيچ ندارم..... مي خواستي بگويي به ديدينت اميد بي جا دارم؟ من كه خود مي دانستم لياقت ديدن روي ماهت را ندارم..........

 

سيدي........ مولا..........

پس اين نوشته هاي گاه و بيگاه از چيست؟ پس اين تب و تاب آمدنت از كجا مي ايد؟ چرا با شنيدن مضطر بودنت، دلم مي لرزد؟ چرا عهد را با تمام وجود دوست دارم، در حاليكه عهد شكني رو سياه بيش نيستم.........


چه چيز را مي خواستي ثابتم كني؟

 

اقا........ همه اين كاستي ها و بديها و ناداني ها را در خود ميدانم.دوچندان هم ميدانم اما.........
اما به لطف ومهربانيت يقين دارم. به دعايت اميد بستم. به نگاهت، به ياري ات دلخوش كردم و دل بستم به بويت. به نامت فخر فروختم و باليدم.........

مرا شرمسار خودم كردي به فدايت. اما.... اما شرمنده ديگرانم نكن و مديون اين و آنم قرار مده.

مولا........ تاب شكستني ديگر را ندارم. ديگر تاب دوريت ندارم. ديگر تحملي براي فراقت ندارم. زود تر بيا..........................

 

مرا با چشــمكي كردي اشاره
دلم از آن اشاره گشته پـــــاره
ندارم شاهدي تا راست گويــد
مگر در اسمان مـــاه و ستــاره

 

نوشته شده توسط يه مخلوق خاكي

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

اينم يه هديه بسيار زيبا براي همه منتظران در ادينه

براي ديدن كيليپ اينجا كيليك كنيد

حتما ببينيد دلتون كه شكست اين عبد عاصي رو هم دعا كنيد

اللهم عجل لوليك الفرج

 

+ نگاشته شده در 0:28 توسط عبد عاصی.
سه شنبه 4 بهمن1384
قابل توجه دوستان وبلاگ نویس

 

دوستان وبلاگ نویسم سلام و ممنون از لطفتون

بر اثر دلائل مختلفی از جمله تغییر قالب لینکها به بلاگارد لینک برخی دوستان اضافه نشده!

با عرض شرمندگی و پوزش دوستانی که مایل به تبادل لینک هستند و یا نام لینکشون پاک شده منت بر سرمون بذارن و نام و ادرس وبلاگشون رو در قسمت مشخص شده (لینک خود را اضافه کنید) قرار بدند تا در اولین فرصت از شرمندگی شون در بیایم و صفحات رو مزین کنیم به نام وبلاگ های زیباشون. یا حق و التماس دعا

با تشکر:   عبد عاصی

+ نگاشته شده در 2:12 توسط عبد عاصی.